تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨

ترجمه :

اموالى را كه خدا ، قوام زندگانى شما را به آن قرار داده است ، به تصرّف سفيهان مدهيد . و از مالشان ( به قدر لزوم ) نفقه و لباس به آنها دهيد و با گفتار خوش خرسندشان سازيد .

تفسير :

وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً
بدان كه انسان داراى يك نشئهء محسوس و يك نشئهء غير محسوس است ، و بر حسب هر نشئه ، چيزهائى به او نفع مىرساند و چيزهائى به او ضرر مىزند ، و هر كس كه بين نافع و مضرّ را تميز بدهد و بتواند جلب نفع و دفع ضرر بكند او را عاقل و رشيد مىنامند . و هر كس كه تميز ندهد ، و يا جلب نفع و دفع ضرر را نتواند ، سفيه ناميده مىشود و لكن ملازمه‌اى بين سفيه بودن در دنيا و سفاهت در آخرت نيست كه چه بسا فردى در دنيا سفيه باشد و در آخرت عاقل ، و بر عكس چه بسا افرادى در دنيا عاقل‌اند و در آخرت سفيه . بنا بر اين ، با وجودى كه معاويه را مردم عاقل‌ترين فرد زمان خودش لقب داده بودند ، سفيه ، و بهلول با اينكه ظاهرا مجنون بود ، عاقل است . در تفسير كلمهء ( سفيه ) ، اخبار مختلف است . بعضى از اخبار ، سفيه را به كسى تفسير كرده‌اند كه تصرّف در مالش را طبق رضايت عقل انجام نمىدهد . و بعضى ديگر آن را به كسى تفسير كرده‌اند كه حقّ را نمىشناسد ، يا كسى كه شارب خمر است ، يا كسى كه داخل در اين امر نيست « 1 » . تمام اين اختلافات در اخبار بر حسب اختلاف دو نشئه است . زيرا كه عاقل ، بر حسب نشئهء آخرت ، كسى است كه امامش را بشناسد و در ولايت او بر وجه مقرّر داخل شود ، و با بيعت خاصّ و قبول دعوت باطنى بيعت او را بپذيرد و ايمان در قلب او داخل شود . و از
هامش
( 1 ) ظاهرا مقصود امر ولايت است .