تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
حرمت يا كراهت منافاتى با مفهوم عمومى آن ندارد .
وَ أَنْتُمْ سُكارى
« سكارى يا سكارى » با ضمّ سين و فتح آن خوانده شده است كه جمع باشد ، و مانند « هلكى » است از نظر جمع و مفرد بودن بنا بر اين كه صفت باشد از براى « جماعت » كه در تقدير گرفته شده است ، و مانند « جبلى » در حال مفرد بودن است . و « السّكر » از « سكر » است به معنى بستن و آن حالتى را كه از استعمال مسكرات حاصل مىشود « سكر » ناميده‌اند ، چون راههاى تصرّف عقل در قوا و راههاى اطاعت قوا از عقل را مىبندد . و سكر اختصاص به خمر معروف كه از انگور مىگيرند ندارد . بلكه هر چيزى است كه از آن ، حالت مستى معروف حاصل شود ، چه نوشيدنى يا خوردنى و يا كشيدنى باشد . پس آن خمر نفس است ، خواه مستى معروف از آن حاصل شود ، مانند فقّاع و عصيرهائى كه از غير انگور گرفته مىشود مانند بنگ و زهر و افيون و خواه مستى حاصل نشود مانند حرص و آرزو و حبّ و شهوت و غضب و حسد و بخل و غم و شادى كه باعث غلبه كسالت شود ؛ به نحوى كه كه به اقتضاى آن ، كسالت بر مقتضاى عقل ، غلبه كند . به طور كلّى ، هر حالتى كه به انسان دست بدهد و مانع از تنفيذ حكم عقل و تدبير آن گردد همان مستى نفس است از هر چيز كه ناشى شود و از هر سببى كه حاصل گردد . و در اخبار به تعميم مستى اشاره شده است ، پس در خبرى در بيان آيه آمده است : نماز را اقامه نكن در حالى كه تو خسته و خواب‌آلود و سنگين هستى كه آن نماز از ميل به نفاق است . و در خبر ديگرى است كه از جملهء مستىها ، مستى خواب و مستى شهوت است ، كه مست خواب جز براى گذراندن شهوت كه خود مستى ديگرى است از خواب برنمىخيزد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 82 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى