تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
روحى با مراتب مختلف روحى نماز اطلاق مىشود . و اين بدان جهت است كه اسماء براى مسمّى وضع شده است ، بدون اينكه خصوصيّتى از خصوصيّات مراتب در آن معتبر باشد . بنا بر اين « صلاة » به چيزى اطلاق مىشود كه به سبب آن توجّه به خدا پيدا باشد و سلوك به سوى خدا حاصل مىگردد كه منوط به وضع و اجازه از جانب خداى تعالى باشد ، چنان كه زكات اسم چيزى است كه به وسيلهء آن از غير خدا انصراف حاصل مىشود البتّه با وضع و اجازهء از خدا . اين تعريف بيانگر آن است ، كه نماز در هر شريعتى بوده است ولى نه به اين هيئت مخصوص و قول خدا :
الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ
« 1 » دلالت بر عموميّت مىكند ، چون ادامه صلاة قالبى امكان ندارد ، و همچنين قول خداى تعالى :
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ
« 2 » و همچنين قول على ( ع ) در ضمن مطالبى كه فرموده : من نماز هستم . پس قلب علىّ ( ع ) و ولايتش ، همان نماز است كه عمود دين است و اگر قبول شود ساير عبادت‌ها قبول مىشود ، و آن معراج مؤمن است ، و آن خانهء خداست كه مجاز به رفعت است ، و آن كعبه است ، و آن مسجد است كه خداى تعالى فرموده است :
خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ
« 3 » و
هامش
در نمازم خم ابروى تو با ياد آمد * حالتى رفت كه محراب به فرياد آمدچه نماز باشد آن را كه تو در خيال باشى * تو صنم نمىگذارى كه مرا نماز باشدو گرنه روى تو را در برابرم دارم * من اين نماز حساب نماز نگذارم( 1 ) المعارج : 23 ( 2 ) نور : 37 ( 3 ) اعراف : 31