فرموده است :
أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً
« 1 » و نماز آن چيزى است كه از نفخهء : علىّ ( ع ) در قلب داخل مىشود و آن ايمان است كه داخل در قلب است ، و چيزى است كه از صاحب اجازهء الهى گرفته مىشود از قبيل ذكر جلىّ و خفىّ ، و از قبيل نمازهاى قالبى ، همهء اين معانى ، نماز است . و آنچه كه صاحب قلب آن را بيان مىكند كه قلبش متّصف به نماز شده است كه از حيث آن اتّصاف ، مانند مساجد است و آن نيز نماز است چنان كه آن دل خانهء خدا نيز هست .
پس كسى كه نماز قالبى را از امثال و اقران خودش يا از پدران و معلّمينش اخذ بكند بدون اينكه از عالم مجاز تقليد كرده باشد عملش مقبول نيست اگر چه موافق واقع باشد .
همچنين است حال كسى كه در اذكار و اوراد و يا نسبت به ذكر قلبى شتاب نمايد بدون اينكه از شيخ مجاز اجازه بگيرد كه در اين صورت هيچ بهرهاى از آن نخواهد برد ، و نمازش ، نماز حقيقى نيست و عبادتش عبادت حقيقى نخواهد بود .
و اخبار زيادى وارد شده است در اينكه عبادت بدون ولايت قبول نيست و مردود است ، و ولايت و قبول آن ، عبارت از چيزى است كه به سبب آن اجازهء در عبادت حاصل مىشود ، و گويا كه خداوند ، از نماز ، جميع معانى آن را اراده نموده است به مثل عموم مجاز و اشتراك « 2 » و لذا فرمود :
لا تَقْرَبُوا
و نفرمود : « لا تدخلوا » تا با همهء معانى مناسبت داشته باشد و توهّم نشود كه بعضى از معانى پائينتر از آن اراده شده است ، و نهى اعمّ از حرمت و كراهت و نزاهت « 3 » بوده منحصرا به يكى از آنها اطلاق نمىشود و استعمال آن در موارد مخصوص ، بر حسب قرائن در
هامش
( 1 ) جنّ : 18
( 2 ) اصطلاحى است در معانى و بيان .
( 3 ) نزاهت : راستى ، درستى ، امانت ، اصلاح .