نيز خوانده شده است « 1 » ، و استوت به الارض و تسوّت و سويت به صورت مجهول يعنى هلاك شد . و لفظ « لو » مصدريّه است يا براى تمنّى و باء براى تعديه است « 2 » .
و معنى آيه اين است كه دوست دارند در آن روز با زمين مساوى شوند بدين گونه كه در آن روز دفن شوند يا در روز غصب خلافت ، يا اينكه اصلا برانگيخته نمىشدند يا خاك بودند و آفريده نمىشدند ، يا اصلا قابليّت محض بودند و به فعليّت در نمىآمدند .
وَ لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثاً
عطف بر « يودّ » است و معنى آن اين است كه در آن روز حديثى را از خدا كتمان نمىكنند چنان كه از خلفاى خدا در دنيا كتمان مىكردند . يا عطف بر « تسوّى » است يعنى آرزو مىكردند كه كاش در دنيا حديثى را از خدا كتمان نمىكردند .
بنا بر آنچه كه ما بيان كرديم مقصود منافقين امّت است كه آرزو مىكنند كه اى كاش زمين ، آنها را در روز غصب خلافت مىبلعيد و حديث رسول در حقّ على را كتمان نمىكردند ، و به هر يك از دو معنى در اخبار اشاره شده است و چون قبلا لزوم ايمان به خدا و لزوم طاعت رسول و لزوم پيروى شهدا در هر زمان و براى هر گروه را ذكر كرد ، اكنون خواست تا چگونگى معاشرت با رسول و شهدا را با خودش در عبادات بيان كند ، مخصوصا بزرگترين عبادتها كه عبارت از نماز و اركان و اذكار و ساير اقسام نماز است كه سنّت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىباشد . و آنان را از باب لطف مورد ندا قرار داد و سختى نهى را با لذّت نداء جبران نمود ، پس فرمود :
هامش
( 1 ) تسوّى : به صيغه مجهول مضارع : يعنى با زمين مساوى شده گردند و دفن شده باشند .
( 2 ) اگر « لو » مصدريه باشد يعنى مساوى شدن با خاك را دوست دارند - اگر « لو » تمنّى باشد يعنى اى كاش با خاك يكسان شوند . و اگر به معنى تعديه باشد يعنى بايد كه آنان را خاك فرا گيرد و با خاك يكسان شوند .