و گروهها ، يا بر اين شاهدها يا بر اين امّتها و گروهها و شاهدها .
شَهِيداً
به نفع و يا به ضرر آنها شهادت دهى ، يا بنفع بعضى ، و آنان انبيا و اوصيا و كسانى هستند كه اقرار به آنها كردهاند ، و به ضرر بعضى ديگر ، و آنها كسانى هستند كه منكر انبيا و اوصيا بوده و به آنها اقرار و اعتراف نكردهاند .
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 42 ]
يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَ لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثاً ( 42 )
ترجمه :
در آن روز آنان كه به راه كفر رفته و نافرمانى رسول كردند از سختى عذاب آرزو كنند كه اى كاش با خاك زمين يكسان بودند و از خدا چيزى از اعمالشان را پنهان نتوانند كرد .
تفسير :
يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا
يعنى آنها كه به خدا يا به رسولان و اوصيا و ولايت اوصياى آنان كافر شدند ، ولى چون مقصود برحذر داشتن منافقين امّت است يعنى آنان كه به على ( ع ) و ولايت على ( ع ) كافر شدند .
وَ عَصَوُا الرَّسُولَ
و نافرمانى رسول كردند در امر او به ولايت على ( ع ) در غدير خم و غير آن .
لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ
با فتح تاء و تخفيف سين از باب تفعّل خوانده شده ماضى « 1 » يا مضارع « 2 » است كه تاء آن محذوف است ، و با فتح تاء و سين مشدّد از باب تفعّل كه تاء در سين ادغام شده باشد « 3 » ، و با ضمّ تاء از باب تفعيل بصيغهء مجهول
هامش
( 1 ) تسوّى : در حالت ماضى يعنى اى كاش با زمين مساوى بودند و خلق نمىشدند .
( 2 ) تسوّى يا تسوّى ، حذف « تاء » در مضارع باب تفعّل : يعنى اى كاش با زمين مساوى بشوند .
( 3 ) تتسوّى : « تاء » به سين ابدال و در سين ادغام شده به صورت تسوّى در آمده است :
يعنى و اوست دارند كه با زمين مساوى شوند .