آورده از بهرهاى كه خدا به آنان داده است براى خدا چيزى انفاق مىكردند تا ذخيرهء آخرت آنها نزد خدا باشد و خدا به احوال و نيّات آنان آگاه است .
تفسير :
وَ ما ذا عَلَيْهِمْ
استفهام انكارى است ، يعنى حتما در ايمان به خدا و معاد ، زحمت دنيوى و عقوبت اخروى وجود ندارد . ( پس چه زيانى برايشان دارد ؟ )
لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ
اگر به مبدأ و معاد ايمان آورند تا آنجا كه يقين پيدا كنند كه نعمت از خداست و اينكه خزائن خدا با انفاق تمام نمىشود . پاداش اعمال ايشان داده مىشود . در اينجا ايمان را بر انفاق مقدّم داشت و در آيهء سابق عدم ايمان را از انفاق ريائى مؤخّر انداخت ، زيرا كه ايمان به خدا باعث انفاق در راه خداست .
چون مؤمن ، به خدا علم دارد كه همه چيز از خداست و انفاق ، مال او را تمام نمىكند و امساك آن را باقى نمىگذارد ، لذا بدين سبب و نيز براى بزرگداشت آنها در اينجا فرمود :
مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ
و از آن طرف چون عدم انفاق در راه خدا دليل عدم ايمان به خداست ، و چون امساك و تبذير دليل كفران نعمت خداست ، ازاينرو فرمود :
وَ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ
( آنها كه اموال خود را انفاق مىكنند ) كه اموال را به خودشان نسبت داده و اضافه نموده است .
وَ كانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيماً
حال « 1 » است و اينكه لفظ « قد » نيامده چون قصد ماضى در بين نيست يا اينكه « قد » مقدّر « 2 » است ، يا عطف « 3 » بر قصد تعليل است .
هامش
( 1 ) اگر جمله « حال » باشد ( « واو » واو حاليه باشد ) ، يعنى درحالىكه خداوند به وضع و حال آنان آگاه است .
( 2 ) اگر « قد » مقدّر باشد ( و قد كان . . . ) يعنى خداوند به وضع آنان آگاه بوده است .
( 3 ) اگر واو عطف باشد يعنى خدا وضع و حال آنان را دانست .