تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢

ترجمه :

آنان كه اموال خود را به قصد ريا و خودنمائى مىبخشند و به خدا و روز قيامت نمىگروند ، ياران شيطانند و هر كه را شيطان يار باشد يار بسيار بدى خواهد يافت .

تفسير :

وَ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النَّاسِ
كسانى كه مالهايشان را براى ريا در بين مردم انفاق مىكنند ، يعنى همان مختالى ( فخرفروش و سركش ) كه دو طرف سخاوت كه عبارت از تقتير و تبذير ( امساك و اسراف ) است ، قرار دارد . چون او از طرفى از ادا كردن حقوق واجب و مستحبّ خودش امتناع مىكند و از طرفى اموالش را صرف در چيزى مىكند كه تصوّر مىكند كه در دنيا از آن بهره مىبرد . مانند شهرت و تعظيم مردم و غير آن . كه اوّلى ، بخل مذموم و دوّمى ، تبذير ملعون است .
وَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ
از قبيل عطف علّت بر معلول است زيرا عدم ايمان ، علّت انفاق در راه شيطان است و همچنين علّت عدم انفاق در راه خدا بخل است .
وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطانُ
عطف بر
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالًا فَخُوراً
است يا جمله حاليّه است و مقصود از اين آگاهاندن بر اين است كه رياكننده در انفاق مبذّر است و مبذّر قرين شيطان است و هر كسى كه شيطان
لَهُ قَرِيناً فَساءَ قَرِيناً
قرين او باشد همراه و يار بدى دارد ، براى اينكه نزديكى شيطان شخص را به سجن و سجّين و ملك شياطين مىكشاند . پس آن اشاره به قياس‌هاى « 1 » سه‌گانه است .
هامش
( 1 ) منظور قياس در علم اصول است و فقها در تعريف قياس گفته‌اند : ردّ فرع بر اصل به وسيلهء علّت جامع و شركت بين آن دو كه اصطلاحا قياس علّت نام دارد و بر دو قسم است : قياس منصوص العلّة و قياس مستنبط العلّة . و نيز قياس را از نظر اصول بر دو قسم دانسته‌اند : قياس جلى و قياس خفى و قياس جلى آن است كه فهم آن را به آسانى دريابد و بپذيرد امّا قياس خفى به عكس آن است و جزو استحسان شمرده مىشود . ديگر از