حلال باشد يا حرام ، و نسبت به آنچه كه خداوند او را روزى كرده است ، قانع نمىباشد « 1 » .
و تبذير نيز مراتبى دارد ، و چون ظاهر افعال و اقوال و اخلاق و احوال انسان از متشابهات است كه تأويل آن را جز خدا و راسخين در علم نمىدانند ، لذا تمييز بين سخاوت و تبذير و تقتير و مراتب بين آنها به حسب شناخت و تشخيص جزئيّات آنها كه از انسان صادر مىشود حتّى بر خود فاعل در غايت خفاست ، اگر چه بر حسب علم و كليّات آن واضح باشد ، به طورى كه علماى اخلاق آن را تفصيل داده و مراتب آن را بيان كردهاند محقّقا حال انفاق و اسم آن بر حسب قصد منفق و غايتى كه بر آن مترتّب مىشود . و وجهى كه در آن صرف مىگردد و شخصى كه به آن مىرسد مختلف مىباشد ، پس چه بسا امساكى كه از انفاق نيكوتر و بهتر و چه بسا انفاقى كه و بال بر انفاقكننده باشد ، و چه خوب گفته است مولوى ( ره ) .
منفق و ممسك ، محلّ بين ، به بود * چون محلّ باشد ، مؤثّر مىشود
اى بسا امساك كز انفاق به * مال حقّ را جز به امر حقّ مده
مال را كز بهر حقّ باشى حمول * « نعم مال صالح » گفت آن رسول
بجاست كه گفته شود : اصل هر چيزى كه به انسان نسبت داده مىشود انانيّت اوست و آن نسبت دادن وجود است به خودش ؛ و اصل همهء انفاقها و غايت و علّت غائى آنها ، انفاق كردن از انانيّت است ، و اصل جميع آنچه كه بر آن انفاق مىشود ولايت است ، پس هر كس انانيّت خود را در طريق ولايت انفاق كند بدين گونه كه آن را به ولىّ امرش با بيعت خاصّ ولوى و قبول دعوت باطنى تسليم كند و از ساير چيزهائى كه به
هامش
( 1 ) تفسير الصّافى : ج 1 / ص 450