او نسبت داده مىشود بر خودش يا بر كسانى كه در تحت اختيار او هستند يا بر غير آنها به طريق وجوب يا استحباب يا اباحه انفاق كند ، اين انفاق اگر از جهت انتسابش به ولايت باشد ، سخاوت محسوب مىشود و اگر از همين جهت ، يعنى به جهت ولايت امساك كند ، اين امساك او نيز ممدوح است و بخل به حساب نمىآيد .
و كسى كه به انانيّتش بخل ورزد و آن را در طريق ولايت انفاق نكند ، اگر امساك كند ، امساك او بخل است . و اگر انفاق كند انفاق او تبذير است مگر اينكه امساك يا انفاق او در طلب ولايت باشد كه در اين صورت امساك و انفاق از اسم بخل و تبذير خارج مىشوند ، بنا بر اين صحيح است كه گفته شود : « مختالها » كسانى هستند كه نسبت به صرف انانيّتشان در طريق ولايت على ( ع ) بخل مىورزند .
وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ
يعنى از صرف انانيّتشان در طريق ولايت امتناع مىكنند ، يعنى كسانى هستند كه از ولايت اعراض مىكنند ، و آن را از مردم نيز باز مىدارند .
و صحيح است كه گفته شود كه آيه ، كنايه از رؤساى منافقين امّت است كه بعد از محمّد صلّى اللّه عليه و آله از علىّ ( ع ) اعراض مىكردند و مردم را از رجوع به او باز مىداشتند .
وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
يعنى كسانى كه به علّت امساك و عدم انفاق ، عذر و بهانه مىآورند كه چيزى ندارند كه انفاق كنند ، و آنچه كه از نعمت ظاهرى و باطنى دارند از قوّت قوايشان و حشم و جاه و علوم و معارفشان همه را كتمان مىكنند .
و شريفترين نعمتهاى ظاهرى و باطنى آن چيزى است كه براى انسان از احوال و اخلاق الهى عارض مىشود كه در حال عارض شدن آن حالات ، انسان را در راحتى و انبساط و لذّت قرار مىدهد ، و اصل همهء آنها نعمت ولايت و شناخت آن است ، و از طرفى زشتترين اقسام