تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
برساند ، بخيل نيست پس در واقع بخيل فقط كسى است كه زكات واجب مالش را ندهد و مالى را كه براى انفاق جدا كرده به اهلش نپردازد . و مال انفاق شده نسبت به انفاق‌كننده بائنه ( جدا شده ) ناميده شده و از آن جهت است كه هر چيزى كه به انسان نسبت داده مىشود حتّى وجود خودش شأن آن جدائى و مفارقت از انسان است جز وجه خدا كه مىماند ، زيرا مالى كه انفاق مىشود اگر از اعراض دنياست خودش مجزا بوده ارتباط و نسبت آن به انسان نيز به سبب مرگ يا به سبب انتقالات شرعى يا با تغييرات و گذشت زمان جدا و منقطع مىشود ، و اگر از قبيل قوا و جوارح و اعراض و جاه و مقام باشد آن نيز با مرگ اختيارى يا اضطرارى يا به سبب حوادثى كه عارض مىشود ، از انسان جدا مىشود . چنان كه شاعرى ( به عربى ) گفته است ( ترجمهء شعر او اين است ) : « پس اگر جمع‌آورى اموال براى گذاشتن و رفتن است پس چرا انسان به مالى كه مىخواهد بگذارد و برود بخل مىورزد ؟ » بدان كه سخاوت فريضه‌اى است كه بين دو طرف افراط و تفريط قرار دارد ، كه آن دو طرف تبذير و تقتير ناميده شده است . و تقتير مراتب متعدّدى دارد كه بعضى از آنها بخل ناميده مىشود و بخل عبارت است از امساك كردن آنچه كه در اختيار انسان مىباشد ، به نحوى كه نتواند در وجوه واجب و مستحبّ و مباح صرف كند . و بعضى از آن مراتب ( شحّ ) ناميده مىشود و آن عبارت از امساك كردن آنچه كه در دست اوست و آرزو كردن اينكه آنچه كه در دست ديگران است ، در دست او قرار گيرد . چنان كه از امام صادق ( ع ) وارد شده است : « بخيل ، به آنچه كه در دست خودش مىباشد بخيل است ، و شحيح كسى است كه نسبت به آنچه كه در دست ديگران است و بر آنچه كه در دست خودش است بخل مىورزد . تا جائى كه در دست مردم چيزى نمىبيند مگر اينكه آرزو مىكند كه مال او باشد خواه از راه