پس مختال حقيقى كسى است كه براى والدين روحانىاش تواضع نكند .
فَخُوراً
يعنى كسى كه هرگاه به غير خودش توجّه كند ، خودش را بزرگ مىشمارد و غير خودش را حقير ؛ حتّى والدين روحانىاش را كوچك مىشمارد و هر كس كه بر والدين روحانىاش فخر بفروشد بر هر كسى جز خودش فخر خواهد فروخت ، مگر اينكه بهره و حظّ خودش را از غير خودش ببيند كه در اين هنگام تملّق مىكند اگر چه گمان مىكند كه آن تواضع است .
و از آنجا كه ولايت اصل خيرات و قرابات است ، و تواضع نسبت به آن ، اصل تواضعهاست و تكبّر و فخر بر ولايت اصل تكبّرها و فخرها و مادّهء آن است ، و علىّ ( ع ) اصل ولايات و دشمن او اصل شرور و تكبّرها است ، لذا صحيح است كه گفته شود كه منظور از آيه ، تكبّر دشمن و فخرفروشى او به علىّ ( ع ) و سپس تكبّر غير دشمن نسبت به ولايت و به غير آن است . و چون متكبّر خودپسند غير خودش را جز اسباب انتفاع و بهرهمندى خودش نمىشمارد به نحوى كه گويا غير او آفريده نشده است مگر بخاطر انتفاع او و لو به هلاك شدن غير او باشد ، چنين شخصى از آنچه كه در دست اوست بر غير خودش انفاق نمىكند ، زيرا آن بر خلاف گمان خودش است و حتّى اگر ديگرى را نيز به مرتبهاى مايل به انفاق غير به بيند ، او را از اين انفاق منع مىكند تا جائى كه او خود و ديگران را از انفاق قوا و مدركات و كاستن انانيّتها در طريق امامش و ولايت ولىّ امرش منع مىكند ، و نعمتهائى را كه در اظهار آنها شهرت و مدح و جلب بهره براى خودش نمىبيند از ديگران كتمان مىكند ، و اگر اظهار نعمات يا انفاقى بكند ، جز بهره و نفع خودش نمىتواند باشد .
به همين جهت است كه خداوند ، آنان را « مختال فخور » ناميده و به صورت وصف بيانى تفسير نمود سپس مىفرمايد :