بر داعى وارد شده نزد او حاضر شود ، يا از جهت اينكه مطلوب اصلى حضور ذات مدعوّ است نزد داعى ، يا اينكه مطلوب غير از ذات او است ؛ ولى با حضور ذات ، مطلوب حاصل مىشود . و معنى دعا اين نيست كه از مدعوّ چيزى درخواست شود چه حاضر باشد چه غائب ، و به اين آيه و امثال آن صوفىها استشهاد كردهاند بر اينكه مطلوب از دعاى خدا يا دعاى مظاهر خدا حاضر شدن مدعوّ است نزد داعى كه آن را حضور و فكر مىنامند .
تحقيق تمثّل صورت شيخ نزد سالك
و بعضى از آنها مىگويند : بايد سالك صورت شيخ را نصب العين خود قرار دهد و اين قرار دادن و تصوير را حضور مىنامند و استشهاد مىكنند به مثل آنچه كه وارد شده است از قول امام ( ع ) كه وقت تكبيرة الاحرام رسول خدا را به ياد آور و يا يكى از ائمّه را نصب العين خود قرار بده ولى اين مطلب از راه راست به دور است ، زيرا كه حضور عبارت است از اتّصال به روحانيّت شيخ و ظهور مثالى او نزد تو مىباشد ، نه تصوير صورتى مثل صورت شيخ و نصب العين قرار دادن آن ؛ كه اين معنى به خودت بر مىگردد و نوعى كفر و شرك است .
پس از آنكه گفته مىشود آن كفر است ، مىگويند آن كفرى است فوق كفر و ايمان چنان كه مولوى ( ره ) گفته است :
چون خليل آمد خيال يار من * ظاهرش بت ، معنى او بتشكن
ولى ما مىگوئيم : تصوير صورت شيخ به اختيار و تقييد خيال به آن ، از قبيل عبادت اسم است ؛ نه مسمّى و تشبّه به عبادتكنندگان بتها و جهنّم عاجل است كه شايسته است عاقل از آن بگذرد و چنان كه مولوى ( ره ) گفته :