و اسلام « 1 » در نبىّ صلّى اللّه عليه و آله يا امام ( ع ) ، پس فرمود :
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 33 ]
وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً ( 33 )
ترجمه :
و براى هر كدام از ارث برها از قبيل پدر و مادر و خويشان حقّى قرار دادهايم و با هر كه عهد و پيمان حقوقى بستهايد ، بهرهء آنان را بدهيد كه خدا بر هر چيز گواه است .
تفسير :
وَ
چنين نيست كه مردان و زنان هر كدام از ديگرى بتوانند ارث ببرند چه نسبتى با هم داشته باشند يا نداشته باشند ، بلكه
لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ
براى هر يك از ارثبرندهها خويشان مخصوص است يا صاحبان نسبتها ، مخصوصى هستند كه بر آنان تفضّل مىكنيم و به سبب استحقاق در قرابت يا نسبت در عقد ، ارث مىبرند .
مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ
عقد ملك ، يا عقد ضمان جريره ، يا عقد اسلام و ايمان ، يعنى وقتى كه خويشى نسبى نباشد ، نوبت مولاى آزادكننده مىرسد طبق تفصيلى كه در فقه ذكر شده است ، و اگر آن هم نباشد ضامن جريره وارث است ، و اگر نبود نبىّ صلّى اللّه عليه و آله يا امام ( ع ) وارث است .
و بنا بر آنچه كه بيان كرديم احتياجى به پذيرش قول نسخ در آيه نيست چنان كه بعضى گفتهاند ، كه مردى با ديگرى عقد و پيمان مىبست ،
هامش
عبد باشد و در مقابل اين ضمانت ، هر وقت كه عبد مرد آن شخص وارث عبد باشد . چنين عهد و پيمانى را عقد ضمان جريره مىنامند .
( 1 ) در صورتى مولا مىتواند ارث ببرد كه بنده را در راه خدا آزاد كرده باشد نه از جهت كفّارهء واجب از قبيل كفّارهء روزه ، و كفّاره يمين و ايذاء و مانند آنها .