جهل است ، چنان كه آنچه كه به وسيلهء عقل ، محقّق و موجود مىشود ، قوىتر از خود عقل است .
از همين جهت است كه علىّ ( ع ) ، مقدّم بر عقل و جبرئيل است . و دشمن علىّ ، مقدّم بر شيطان و هر صاحب بدى است تا جائى كه معصيت و گناه هر گناه كنندهاى ، بر او بار مىشود .
و هر كس كه در طاعت جهل ، متمكّن و توانا شود ، به نحوى كه هيچ اثرى از طاعت عقل در او نماند ، هر كارى كه انجام دهد ، گناه كبيره است .
و هر كس كه در طاعت جهل متمكّن نشده باشد ، بلكه اثرى از اطاعت عقل يا اثرى از ارادهء اطاعت عقل در او باقى مانده باشد ، هر فعلى كه از جهت طاعت جهل از او صادر شود گناهى است كه اگر خدا بخواهد بخشيده مىشود ، و هر كسى كه اطاعت عقل يا ارادهء اطاعت او بر او غالب شده باشد ، و طاعت جهل گاهى بر او عارض شود ، پس هر فعلى كه از جهت نادانى ، از او صادر شود آن لغزشى است كه محو مىشود انشاءالله . و بين مراتب مذكور در حسنات و سيّئات درجاتى است ، كه بر حسب شدّت و ضعف ، فقط به چند مورد منحصر نمىشود . و آنچه كه ذكر شد امّهات آن درجات است . و به اين اعتبار كه نسبت كار خوب و بد به فاعل برمىگردد ، شراب خوردن دعبل « 1 » گناه صغيره است ، و نماز خواندن ناصبىها « 2 » گناه كبيره مىباشد .
و به همين جهت وارد شده است كه با اصرار بر گناه ديگر هيچ گناهى صغيره نيست . يعنى با تمكّن در طاعت جهل ؛ به نحوى كه هر وقت امكان به انجام معصيت فراهم شود و قدرت بر آن داشت در
هامش
( 1 ) دعبل خزاعى شاعر شيعى كه در مدح اهل بيت اشعار بسيار سروده است ( 143 - 239 ه - ش ) .
( 2 ) فرقهاى كه دشمن علىّ ( ع ) بوده و صبّ على ( ع ) را جائز مىدانستند .