تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
افعال از جهت اينكه حركات و سكنات است متّصف به حسن و قبح نمىشود ، چون همهء افعال در حيثيّت حركت و سكون مشتركند ، و همچنين از جهت نسبت افعال به انسان نيز متّصف به حسن و قبح نمىشود ، چون همهء حركات و سكنات در اين حيثيّت مشترك هستند ، و همچنين از حيث اينكه افعال داراى انواع مخصوص است مانند نماز و روزه و جهاد و قتل و غارت و فساد متّصف به حسن و قبح نيست ، زيرا اين افعال گاهى متّصف به حسن است و گاهى متّصف به قبح . بلكه حسن و قبح از حيث نسبت آن‌ها به عقل و جهل به اعمال نسبت داده مىشود . پس هر عملى كه از انسان به سبب حكومت عقل و طاعت آن صادر شود آن عمل حسن و نيكو است در هر صورتى كه باشد ؛ مخصوصا اگر عقل انبيا و اوليا باشد كه آنان داراى عقل كلّى ، و بر حقايق آن امور محيط هستند . و بر حسب درجات طاعت و قبول حكومت ، درجات خوبى و نيكوئى نيز در شدّت و ضعف متفاوت مىشود و هر چيزى كه از حكومت جهل و طاعت آن صادر شود مخصوصا جهل كلّى كه شيطان است آن كار بد و گناه است ، در هر صورتى كه باشد . و بر حسب تفاوت درجات طاعت و قبول حكومت آن ، درجات گناه و زشتى نيز در شدّت و ضعف و صغيره و كبيره بودن متفاوت مىشود . پس هر كس كه طاعت خدا و پيروى اوامر او را اراده كند ، هر چه از او صادر شود بر طبق اين اراده ، نيكو خواهد بود ، ولى حسن و نيكويى آن ضعيف است . و آنگاه كه فهميد اوامر عقل كه اوامر خداست از اوامر جهل كه اوامر شيطان است جدا نمىشود ؛ بلكه يك آگاه و بيناى نقّاد و صاحب قلب زيرك ، مىخواهد كه متّصل به عقل كلّ بوده و حسن و قبح اعمال را از خدا دريافت دارد ، تا اينكه اوامر عقل ، از اوامر شيطان جدا شود و واضح گردد ، و آن نقّاد عبارت از نبىّ صلّى اللّه عليه و آله يا ولىّ ( ع ) است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 49 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى