تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
در اينجا اگر عزم نمود كه به نبىّ يا ولىّ برسد و از او اين حقايق را اخذ كند پس هر فعلى كه به حسب اين عزم از او صادر شود ، حسن و نيكوئى آن فعل ، قوىتر از اوّل است . وقتى كه شخص متّصل به اين عالم ( نبىّ يا ولىّ ) شد ، و با او عهد بست ، و به دست او بيعت نمود و مطيع و تسليم او شد ، و احكام قالبى را از او گرفت ؛ اين اخذ و بيعت همان اسلام است . و هر فعلى كه بر حسب اين تسليم و اخذ صادر شود ، حسن و نيكوئى آن قوىتر از مرحلهء قبلى خواهد بود . و آنگاه كه فهميد كه اسلام و احكام قالبى ، قالب‌هايى براى احكام باطن هستند ، و رسيدن به حضور عقل ممكن نيست مگر از راه باطن ، و سلوك از طريق باطن به حضور عقل ممكن نيست مگر به سبب رفع مانع و ارتكاب چيزى كه باعث و مقتضى آنست ؛ و از طرفى دانست كه شناختن مانع و باعث ممكن نيست مگر به سبب اخذ از بيناى حكيم ، و عزم بر رسيدن به او و گرفتن احكام از او ، در چنين حالتى حسن فعلى كه از جهت اين عزم صادر شود قوىتر است . و آنگاه كه به آن حكيم رسيد و بر قبول احكام باطنى با او بيعت نمود و احكام باطن را از او گرفت كه آن اخذ و بيعت عبارت از ايمان است ، در اين صورت شخص مؤمن شده است ، و حسن و نيكوئى افعالش كه از اين جهت صادر مىشود قوىتر از مراحل قبلى است . و بعد از اين ايمان هم درجاتى دارد تا اينكه به عقل مىرسد و به سبب آن محقّق و موجود مىشود ، و در اين هنگام است كه او اصل و فرع حسنات و اوّل و آخر آن مىشود ، چنان كه ذكر شده است : « هرگاه از خير ذكرى شود شما اصل و فرع و اوّل و آخر آن هستيد . » عكس اين مطلب نيز در مورد كسى است كه جهل به‌وسيله او محقّق شود پس او اصل و فرع و گناه و اوّل و آخر آن مىشود . و هر كس كه تحقّق وجودش به سبب جهل باشد ، در بدى و زشتى قوىتر از خود
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 50 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى