براى آنها امكانپذير نيست ، و در اخبار تصريحات و اشاراتى به آنچه كه ما ذكر كرديم وجود دارد . اميد است كه خداوند ما را نسبت به آنها بينا سازد . بنا بر اين « اكل » به معنى خوردن مطلق است و هيچ خصوصيّتى از خصوصيّات اكل حيوانى در آن اعتبار نشده از قبيل داخل كردن چيزى در دهان ، و جويدن آن با دندان و فرو بردن و ادخال آن در شكم ، و همچنين خصوصيّات اكل و يا خصوصيّات مأكول و خصوصيّات هيچ يك از نشئهها در آن اعتبار نشده است .
پس اكل اسم « عملى » است كه آن « عمل » موجب ازدياد قوام و قوّت فاعل است به هر نحوى كه اكل وجود پيدا كند ، و در هر نشئهاى كه واقع شود . پس بازى كردن اطفال اكل است براى آنان بر حسب نوعى از اكل كه همان خيال حيوانىبازى است ، و تجارت تجّار و زراعت كشاورزها و نكاح نكاحكنندهها بر حسب نيروئى از نيروهاى آنان اكل حساب مىشود . بلكه فعل هر فاعلى در هر نشئهاى كه باشد اكل براى او است . و مال اسم مملوك است و هر اندازه كه ملكيّت در آن قوىتر باشد صدق اسم مال بهتر است .
بنا بر اين اعراض دنيوى جز آنچه كه شارع ، يا عرف اعتبار كرده است ، هيچ حيثيّت مملوكيّت در آنها نيست ، مثلا هر چه كه در تحت استيلاى مرد باشد و آن را مال حساب مىكنند ، مال است .
و قواى نفسانى كه تحت تصرّف نفس است و هيچ حيثيّتى جر حيثيّت مملوكيّت براى نفس ندارد به صدق مال سزاوارتر است . و همچنين است علوم و صنايعى كه ملكه شدهاند ، و يا ملكه نشدهاند ولى در خزينهء عقل ثابت هستند ، نيز مال محسوب مىشوند .
و خطاب در « بينكم » براى جماعت ذكور است خواه در عالم كبير باشند ، يا در عالم صغير انسانى ، در نشئه طبع باشند و يا در غير آن . و از باب تغليب ( غلبه اسم مذكّر بر مؤنّث ) زنان را نيز شامل مىشود .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 45
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٥