نشوند ) حكمى مقرّر نفرمود و لكن كافران در جعل اين احكام بر خدا دروغ بستند چه آنكه بيشتر آنان خرد را به كار نمىبندند .
تفسير :
قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرِينَ
قومى قبل از شما پرسيدند چه چيزهايى است كه براى شما بد است سپس يا از جهت اينكه آن امور را بد دانستند و قبول نكردند كافر شدند و يا اينكه بواسطهء اين امور نسبت به پيامبران خود كفر ورزيدند .
ما جَعَلَ اللَّهُ
استيناف است براى بيان حال كفّار در سنّتهاى مردودشان كه آن را خداوند تشريع نكرده و سنت ننموده است .
مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصِيلَةٍ وَ لا حامٍ
از امام صادق ( ع ) است « 1 » كه اهل جاهليّت هرگاه شتر در يك شكم دو تا مىزائيد مىگفتند : وصيله يعنى وصل شده است و ذبح و گوشت آن را حلال نمىدانستند ، و اگر ده شكم مىزائيد آن را سائبه قرار مىدادند و سوار شدن و خوردن آن را حلال نمىدانستند ، و « حام » شتر نر است كه اصلا آن را حلال نمىدانستند .
و روايت شده كه بحيره شترى است كه پنج شكم زائيده باشد ، اگر شكم پنجم مذكّر بود آن را نحر مىكردند و زنان و مردان مىخوردند و اگر پنجمى مؤنّث بود گوشش را مىشكافتند و بر زنها حرام مىشد . پس خداوند اين آيه را نازل فرمود كه هيچ يك از آنها را خداوند حرام نكرده است ، و در تفسير اين آيه غير از اين معنى نيز ذكر شده است .
وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ
و ليكن كافران بر خدا دروغ مىبندند به اينكه نسبت تحريم را به او مىدهند .
وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ
يعنى اينكه پيروان و مقلّدين چيزى از صحّت و فساد و افترا و غيرش را تعقّل نمىكنند تا متنبّه شوند كه اين افتراى بر
هامش
( 1 ) تفسير الصّافى 2 : ص 95 - تفسير البرهان 1 : ص 506 / ح 1 - معانى الاخبار : ص 148 / ح 1