سود مىبرند و ساكنين آنجا روزى مىخورند ، و پناهندگان به آنجا ايمن مىشوند و جاى نفقه و مخارج زائرين آنجا پر مىشود ، و دعاى دعاكنندگان در آنجا جهت معاد و معاش مستجاب مىشود ، و بقاى همهء اهل زمين به اين است كه كعبه در بين آنهاست و بعضى از مردم آنجا را زيارت مىكنند ، چنان كه در خبر به آن اشاره شده است .
اما اينكه ماه حرام را قيام براى مردم آورده است ، بدان جهت است كه آن مظهر سينه و مظهر صاحب سينه است و هر چه كه در آن جريان دارد در اين نيز جريان دارد . علاوه بر آن ماه حرام ماه فراغت از قتال ، و ماه اشتغال به مرمّت معاش و معاد است ، و بودن هدى و قلائد قيام براى مردم براى اين است كه آن دو مظاهر طالبين علم است و طالبين علم بركات اهل زمين هستند ، علاوه بر اين فروشندگان قربانىها از قيمت آن بهره مىبرند و هبهكنندگان آن با خوردن گوشتشان بهرهمند مىشوند .
ذلِكَ
يعنى كعبهاى كه در شهرى قرار بگيرد كه از زراعتها و اسباب تجارتها و از همهء منافع خشكى و دريا خالى باشد و نواحى نزديك و دور آن نيز از زراعات و تجارات خالى باشد ، و در عين حال چنين شهرى را خداى تعالى سبب تعيّش مردم و سودهاى دنيوى و منافع غير منتظره آنها قرار داده است . و لفظ « ذلك » مبتداست و خبر آن قول خداى تعالى :
لِتَعْلَمُوا
است يعنى تا بدينوسيله بدانيد .
أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ
كه خدا آنچه از اسباب غيبى روحانى ، و اسباب دور آسمانى علوى است ، مىداند .
وَ ما فِي الْأَرْضِ
و مىداند آنچه از قبيل اسباب طبيعى حسىّ نزديك است ، زيرا شما پس از آنكه ديديد چگونه اهل اين شهر خالى ارتزاق مىكنند و از هر چيزى كه قابل بهرهورى و انتفاع است سودهاى فراوانى مىبرند مىفهميد كه اين معنى جز با اسباب و تأييدات الهى ميسّر نيست و در اين مورد اسباب طبيعى استقلال ندارند به خلاف اينكه