همهء مخالفتهاى شرعى و گاهى اطلاق مىشود بر چيزى كه او را از راهى كه به غايتش مىرساند برگرداند و او را به راهى كه به جهنّم مىرساند داخل كند ، و به اين معنى تقوى نمىتواند قبل از ايمان باشد زيرا در اين صورت در راه نبوده است ، بلكه تقوى با ايمان مخصوصى محقّق مىشود كه به وسيلهء آن رسيدن به طريق تحقّق مىپذيرد .
و ايمان گاهى اطلاق بر اذعان مىشود كه آن معنى لغوى ايمان است و گاهى اطلاق مىشود بر چيزى كه با بيعت عامّ حاصل مىشود و آن ايمان عامّ است كه اسلام ناميده مىشود ، و گاهى اطلاق مىشود بر چيزى كه با بيعت خاصّ ولوى حاصل مىشود و آن ايمان حقيقى است .
و گاهى اطلاق مىشود بر شهود چيزى كه يقين به آن دارد ، و آن ايمان شهودى است ، و در اوّل سورهء بقره تحقيق و تفصيلى براى ايمان گذشت .
تقوى و صلاح عمل به اين است كه انسان از امر نفسش در عمل خارج شده در تحت امر آمر الهى داخل شود ، و فساد عمل به اين است كه انسان تحت امر نفس خودش داخل شود .
جناح بمعنى حرج و گناه است . و طعم همانطور كه بر خوردن و آشاميدن ظاهرى اطلاق مىشود ، همچنين بر مطلق فعل و مطلق ادراك جزئى و كلى اطلاق مىگردد . پس فعل قواى محرّك اكل ( خوردن ) آن قوّهها است ، و ادراك دريافتهاى جزئى و كلّى اكل قواى مدركه است ، و همچنين تصرّفات قواى علّامه كه مربوط به علم و دانستن است و جهت آماده سازى قواى عملكننده است اكل آن قوا مىباشد .
و نشئه انسان از اوّل تميزش نشئه حيوان است چيزى را كار خوب نمىداند مگر آنچه را كه قواى حيوانى اقتضا كند ، و چيزى را بد نمىداند مگر اينكه قواى حيوانى را ناخوشايند باشد ، و در اين مرحله براى انسان تقوى به جز تقواى لغوى تصوّر نمىشود .
آنگاه كه به مقام مراهقه ( سنّ بلوغ و آغاز جوانى ) مىرسد اجمالا
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 427
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٢٧