شده است ، كه آنها گفتند : ما يارىكنندگانيم يا براى اينكه نصرانيّت حقيقى به اين است كه به دين عيسى ( ع ) متديّن باشد با شرايطى كه دارد از قبيل بيعت با جانشينان او ، و پيمان گرفتن از آنها ، از آنان كه نصرانيّت را به خود بستهاند مانند به خود بستن تشيّع است در مورد اكثر شيعيان از كسانى كه اصلا قائل به امامت ائمّهء دوازدهگانه نيستند .
و امّا اسم يهود از آن جهت اطلاق بر يهود مىشود كه آنها فرزندان يهود بن يعقوب يا از پيروان اولاد او هستند كه نبوّت در بين آنهاست اگر چه اتفاقا به دين موسى ( ع ) گرويدهاند .
ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ
يعنى علمائى كه آنها را به احكام انجيل از عقايد و احكام فرعى امر مىكنند .
وَ رُهْباناً
يعنى زاهدانى كه دنيا را ترك كرده و به عبادت و تحصيل آخرت مشغول شدهاند .
بدان كه هر شريعتى از زمان آدم ( ع ) تا الآن مشتمل بر سياسات و عبادات قالبى و عبادات و تهذيبات قلبى بوده است و براى هر يك از آنها اهل و رؤسايى بودهاند كه براى هر كس كه مىخواست متوسّل به آن احكام شود ، آن احكام را بيان مىكردند و پيروانى هم داشتند كه به آن عمل مىكردند .
و رؤساى هر يك از آن احكام در هر ملّتى اسم خاصّى دارد ، مانند احبار و رهبان در ملّت نصارى ، و موبد و هر بد در ملّت عجم ، و مجتهد و صوفى ، يا عالم و عارف ، يا عالم و تقىّ در ملّت اسلام .
و مقصود اين است كه نصارى به واسطهء اينكه زمان پيامبرشان دور نبوده و احكامشان كهنه نشده و علمائشان كه به زبان گفتار امر بطلب آخرت مىكردند منقطع نشده بود ، و مرتاضهايشان كه به زبان حال طلب آخرت مىنمودند هنوز منقطع نشده بود . . . در نتيجه اينان با مؤمنين هم جنس بودند و انس مىگرفتند ، پس آنها از باب مجانستشان مؤمنين را