تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
چنان كه گمان بعضى چنين است يا به حلول چنان كه گمان بعضى ديگر است ، يا به اين نحو كه از خودش فانى و به خدا باقى باشد و ظهور خدا در او باشد چنان كه گمان بعضى ديگر است ، و بطلان اتّحاد و حلول براى كسى كه از شراب خالص توحيد بچشد احتياج به رنج دادن خود براى درك آن وجود ندارد زيرا كه اتّحاد و حلول مستلزم دوگانگى و دوم فرض كردن براى حقّ تعالى است ، و آن محال است . و دراين‌باره گفته شده است : حلول و اتّحاد اينجا محال است كه در وحدت دويى عين ضلال است « 1 » و بطلان سوم نيز به اعتبار حصرى كه در آن است احتياج به زحمت ندارد ، چون پيروان نصارى اين سخن را بدون تحقيق و تعمّق گفته‌اند و آن‌طور كه از ظاهر كلامشان توهّم مىشود قائل به تجسّم شدند ، خداى تعالى حكم به كفر آنها كرده و چنان كه در گذشته گفتيم اين مذهب گروهى از آنان است كه « يعقوبيّه » نام دارند ، در حالى كه چنان كه بيان شد محقّقين آنها گفته‌اند كه در عيسى يك جوهر الهى است و يك جوهر آدمى ، و اينجا جاى تفصيل و تحقيق اين مطلب نيست .
وَ قالَ الْمَسِيحُ
مناسب‌تر اين است كه جمله حال باشد بتقدير « قد » تا اينكه در رسوا كردن آنها رساتر باشد و اينكه احتجاج بر عليه آنان باشد نه به سبب قول خداى تعالى :
يا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ
يعنى مسيح ( ع ) فرمود : من نيز مانند شما آفريده و پروردهء خدا هستم پس كسى را كه او پروردگار من است عبادت كنيد چنان كه پروردگار شما نيز هست .
إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ
يعنى كسى كه به خدا
هامش
( 1 ) شعر از شيخ محمود شبسترى ( ره ) است .