تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
اينجاها عبارت از ولايت كبرى است
مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ
كه تصديق‌كنندهء همه آن چيزهايى است كه از جنس كتابهاى نازل شده و نبوّت‌هاى گذشته است .
وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ
يعنى مراقب آن كتاب است تا از تغيير حفظ كند ، و آنچه را كه از آن كتاب پنهان مىدارند ظاهر سازد و نبوّت‌هاى گذشته را تصديق نمايد ، و « مهيمن » از اسماء خداى تعالى است و به معنى رقيب و حافظ و امانت‌دار و امين و شاهد است .
فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ
پس بين امّت خود ، يا بين اهل كتاب - اگر حكم بين آنها را اختيار كردى - حكم كن . مقصود كنايه از امّت و حكم آنان است .
بِما أَنْزَلَ اللَّهُ
به آنچه كه خداوند دربارهء علىّ ( ع ) نازل كرده است .
وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ
و از هوس آنها پيروى مكن ، در حالى كه كتاب و نبوّت براى تو آمده است كه آن دو صورت حقّ است ، و حقّ عبارت از ولايت است .
لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً
يعنى براى هر فرقه و امّتى از شما شريعتى بر حسب قالب قرار داديم ، و تأخير « منكم » براى اشاره به اين است كه شريعت مخصوص هر امّتى از اختلاف استعداد آنها ناشى شده است .
وَ مِنْهاجاً
يعنى راه واضح به حسب قلب ، و « شرعة » راه آب است كه جميع خلق به طور مساوى وارد آن مىشوند ، و احكام قالبى در هر امّت و شريعت راه به آب حيات است ، و جميع امّت در آن مساوى است و « منهاج » از نهج الامر وقتى كه واضح باشد ، و مراد طريق واضح از قلب به حقّ است ، و آن به منزلهء تعليل سابق است ، يعنى از شريعت مخصوص خودت به واسطهء شرايع آنان تجاوز نكن ، زيرا شرايع آنان مخصوص خود آنها بود و براى تو شريعت مخصوص خودت است .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً
كه اگر خدا مىخواست يك امّت