ديگرى از جنّ آوردند و نسل آدم از آن دو بسيار شد . همچنين بود هبوط آدم و حوّا در عالم صغير كه يكى از آن دو بر صفاى نفس و بر بالاى آن و صافترين اطراف آن و نزديكترينش به بيت اللّه حقيقى فرود آمد ، و ديگرى بر مروهء نفس و پائينترين و تيره و كدرترين اطراف آن و دورترين آن از قلب فرود آمد ، و به همين جهت آدم ، آدم ناميده شده است كه به سبب اختلاط با نفس و صافى آن گندمگون شده است ، و حوّاء را حوّاء گفتهاند به سبب اختلاط با مراتب پائين نفس حوّاء شده است و آن رنگ سبز يا قرمز مايل به سياه است .
و اولين شكم حوّاء بعد از ازدواج با آدم ، قابيل نوعى است كه صفات نفس از قبيل انانيّت و بخل و حسد و كينه و دشمنى و حبّ جاه و كبرياء به سبب غلبهء نفس و قوّت صفات نفسانى بر او غالب شده است . و شكم دوّم او هابيل است كه صفات عقل بر او غالب است ، چون با مجاورت آدم ( ع ) و حوّاء نفس تكميل و صفات نفسانى ضعيف و صفات عقل غالب مىشود .
و هر يك از آن دو با خواهرى توأم بودند و آدم نوعى خواست قابيل و خواهرش را به قرب عقل جذب كرده و صفات نفسانى آن دو را به صفات عقلانى تبديل كند ، پس خواست خواهر قابيل را به نكاح هابيل در آورد و خواهر هابيل را نيز به قابيل بدهد تا با اين كار صفات آنها تغيير و تبديل پيدا كند ، امّا قابيل از تبديل و از صعود به مقام عقل امتناع كرد ، و به برادرش حسد برد و در رأيش مستبدّ گشت ، پس برادر را بكشت و از زيانكاران گشت ، چون بضاعت و سرمايهاش را كه استعداد صعود به مقام عقل بود باطل كرد و به هدر داد زيرا با قتل هابيل ، عقل انسانيّت از عالم صغير منقطع مىشود و همهء مردم در اين عالم فنا مىشوند ، زيرا كه همهء مردم در اين عالم از نسل هابيل بودند ، و مردم اين عالم فرزندان عقل هستند كه اسرائيل نوعى است يعنى عبد خالص خدا ، چنان كه قابيل و
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٢٠