نمىدهد .
اينها بدان جهت است كه خواستهاند بر معانى غيبى آگاهى دهند كه براى خود آنها مشهود بوده و از انظار ديگران غائب ، و عوام آنها را بين خودشان به صورت افسانه متداول كردند ، و از آنها جز معانى ظاهر كه با مدركات حيوانى درك مىشود چيزى درك نكردند ، و به همين جهت به انبيا و ملائكه نسبت دادند به نحوى كه مقتضى عصمت و تطهير ساحت آنان از امثال آن قضايا باشد .
و چون اين نوع قضايا به ظاهرشان باطل ، و به آن معانى كه براى انبيا و حكما مقصود بوده صحيح است در اخبار ما از طرفى انكار شده و قائلين به آن را تضعيف كردهاند ، و از طرف ديگر تقرير و تصديق ، نسبت به آنها به عمل آمده است ، و در اين تكذيب و تصديق نظر به دو جهت مختلف بوده است .
سپس بدان هر چه كه در عالم كبير باشد نمونهء آن در عالم صغير هست ، بلكه تحقيق اين است كه عالم كبير نمونهاى از عالم صغير است مخصوصا اگر از قبيل افعال اختيارى و حوادث يوميّه باشد .
آنچه كه در اخبار وارد شده است ، از قبيل بركت اموال و اولاد و عمرها به سبب صلهء ارحام و همسايهء خوب بودن ، و حبس باران به سبب منع زكات ، و انتشار و با به سبب كثرت زنان دلالت بر همين معنى مىكند .
و همانطور كه آدم ابو البشر و حوّاء امّ البشر در عالم كبير آفريده شدند و به زمين هبوط كردند ، آدم بر كوه صفا نزديك مسجد الحرام كه بيت از آنجا از درب مسجد موازى با صفا مشاهده مىشود ، و حوّاء بر مروه فرود آمد كه از مسجد الحرام و بيت دور تر است و بيت از آنجا مشاهده نمىشود ، و اوّل شكم حوّاء قابيل بود با توأمش ، و شكم دوّم هابيل بود با توأمش . و در بعضى از اخبار اشاره به اين هست كه آدم جز دو اولاد نداشت كه براى يكى از آن دو حوريّهاى از بهشت آمد و براى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 319
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣١٩