وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ
از ديگرى پذيرفته نشد چون حكم خدا را به خشم گرفت و قربانىاش از جانب نفس و هواى نفس بود و پستترين چيز نزد خودش را آورد . و او قابيل بود .
قالَ
قابيل به هابيل گفت :
لَأَقْتُلَنَّكَ
ترا خواهم كشت از جهت زيادى حسدى كه به او داشت چون قربانى او قبول شده بود .
قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
گفت : خدا از متّقين قبول مىكند نه از متجاوزين كه اقدام بر قتل نفس محترم مىكنند يعنى قبول قربانى به سبب تقواى از نفس و هواى نفس حاصل مىشود ، نه از حسد بر غير ، و قتل غير به جهت تقواى او .
[ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 28 ]
لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ ( 28 )
ترجمه :
اگر تو به كشتن من دست بر آورى من هرگز بكشتن تو دست دراز نخواهم كرد كه من از خداى جهانيان مىترسم .
تفسير :
( مفسّر معظم تفسيرى را براى آن نياورده است )
[ سوره المائدة ( 5 ) : آيات 29 تا 30 ]
إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَ إِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ ( 29 ) فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ ( 30 )
ترجمه :
من خواهم كه گناه كشتن من و گناه مخالفت تو هر دو به تو باز گردد تا تو اهل آتش جهنم شوى كه آن آتش جزاى ستمكاران است .
30 )
پس از اين گفتگو هواى نفس او را به كشتن برادرش ترغيب كرد تا او را كشت و بدين سبب از زيانكاران عالم گرديد .