تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩

تفسير :

يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا
رسول را در هر دو جا نسبت به خودش داد جهت بزرگداشت آن و ترساندن مخالفينش .
يُبَيِّنُ لَكُمْ
بيان كند بر شما آنچه را كه احتياج به آن داريد ، يا اينكه مفعول فراموش شده است « 1 » .
عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ
حال از « رسولنا » يا از ضمير مستتر در « يبيّن » است يا از ضمير در « لكم » يا متعلق به « جاءكم » است يا به « يبيّن » بنا بر اينكه معنى « يورد » در آن تضمين شده باشد ، و مقصود آن دوران فترت از زمان است كه احكام رسولان در آن وقت نبوده است از باب اينكه ظاهر نبودند و جانشينان آنها نيز مخفى بودند ، نه اينكه وحى و حجّت منقطع باشد چنان كه مذهب عامّه است ، زيرا كه بين عيسى ( ع ) و محمّد صلّى اللّه عليه و آله پيامبران و اوصيايى بودند كه بيشتر آنها مخفى بودند و ظاهر نبودند ، و دين او در نهايت خفا و پنهانى بود اگر چه ملتش قوى و غالب بود و گفته شده است ، كه بين ميلاد عيسى ( ع ) و محمّد صلّى اللّه عليه و آله پانصد و شصت و نه سال بوده ، و از اين مدّت يك‌صد و سى و چهار سال زمان ظهور رسولان بوده ، و بقيّه زمان فترت بوده است ، و اين يكى از اقوال است ، و برخى گفته‌اند : مدّت فترت ششصد سال بوده ، و برخى آن را پانصد و شصت و عدّه‌اى چهارصد و شصت و اندى ، و جماعتى پانصد و اندى مىدانند .
أَنْ تَقُولُوا
مبادا كه بگوئيد ، يا براى اينكه نگوئيد .
ما جاءَنا مِنْ بَشِيرٍ وَ لا نَذِيرٍ فَقَدْ جاءَكُمْ
« فاء » براى سببيّت است ، چون تقدير اين است كه با اين سخن عذر و بهانه نياوريد كه مژده‌دهنده و بيم‌دهنده‌اى بر ما مبعوث نشده است اينكه بشير و نذير براى شما آمد .
بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
پس خداوند قدرت بر
هامش
( 1 ) دوباره مفعول منسىّ ( فراموش شده ) در جلد اول توضيح داده شد كه بر حسب اقتضاى كلام مفعول ذكر نمىشود . مانند جمله متن يبيّن لكم . . . ؟ مفعول ذكر نشده است .