لكن مىخواهد تا شما را پاكيزه كند و نعمت را بر شما تمام گرداند . باشد كه شكر او بجاى آوريد .
تفسير :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى كسانى كه ايمان عامّ يا خاصّ داريد .
إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ
يعنى هرگاه از خواب برخاستيد چنان كه در خبر است ، يا اگر اراده كرديد كه نماز را بر پا داريد .
فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ
در سورهء نساء دراينباره توضيح داده شد كه بايد صلاة و غسل و ساير اجزاء آيه را به درون و برون و ظاهر و باطن تعميم داد .
امّا « وجه » چيزى است كه انسان با آن روبرو مىشود و آن از رستنگاه مو در پيشانى است تا آخر چانه و آن مقدار كه انگشت شصت و وسطى به آن دور مىزند ، و زيادتر از آن از صورت نيست .
و اينكه واجب نيست آب را در وضو به زير موهاى صورت رسانيد ممكن است از خود عنوان صورت استنباط كرد ، زيرا آن مقدارى كه با آن روبروئى و مواجهه حاصل مىشود ظاهر مو نه پوستى كه در زير مو پوشيده شده است و « يد » اسم عضو مخصوص است كه اطلاق مىشود بر پائينتر از كتف و بر پائينتر از آرنج ، و بر پائينتر از بند دست ، بنا بر اين احتياج به تحديد و بيان دارد و لذا آن را تحديد نمود و فرمود :
إِلَى الْمَرافِقِ
پس لفظ « الى » براى انتهاى محلّ شستشو است نه انتهاى شستن ، پس تمسّك به اين آيه به اين احتمال كه « الى » براى انتهاى محل شستشو است درست است ولى در مورد استدلال بر انتهاى شستن چنان كه عامة انجام دادهاند خارج از طريق استدلال است .
و « باء » براى تبعيض است چنان كه از اهل كتاب بما رسيده است ، و بسيارى از عامة تبعيض را ثابت كردهاند .