تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
آنها ساخته شده باشد تا حليّت آن طعام منافات با نجاست اهل كتاب داشته باشد در صورتى كه نجاست آنها مانند مشركين به حساب آيد ، بلكه مقصود اين است : طعامى كه به آنها نسبت داده شده از جهت اينكه به آنان ، نسبت داده شده است حرام نيست يعنى در طعام اهل كتاب از جهت اين نسبت بر شما ايرادى نيست چون آن نسبت نيست ، كه طعام را پليد مىكند بلكه امر عارضى نجاست است و اگر در آن وجه خباثت ديگرى نباشد ، نجس نيست و لذا طعام شما هم براى آنان حلال است يعنى اينكه نسبت طعام به شما موجب نمىشود كه شما از اطعام اهل كتاب در حرج باشيد و آنها را از خوردن باز نمىدارد . البته چون در طعام آنها گمان پليدى و خباثت بود آن را بعد از حلال شمردن طيّبات ذكر كرده است . از طرفى چون بر ولايت علىّ ( ع ) فرا خواند و حلال نمودن طيّبات را مقيّد به زمان نصب علىّ ( ع ) كرد تا اشاره به تقييد حليّت به ولايت باشد و چون براى اهل كتاب ولايتى نبود اين گمان پيش آمد كه اختلاط با آنها حرام باشد و طعام و اطعامشان حلال نباشد پس اين وهم را نفى كرد ، زيرا اهل كتاب وقتى يك دين الهى را به خود نسبت مىدهند و دعوت ظاهرى را قبول مىكنند مسلمان هستند و به حسب ظاهر از اسلام خارج نمىشوند ، و با اختلاط آنها و اكل طعام و اطعام آنان مستعدّ هدايت مىشوند ، و چون حليّت طعام و اطعام آنها به حسب ظاهر است و حليّت طيّبات كه متوقّف بر ولايت و بر حسب نفس الامر است اسلوب را تغيير داد . و جملهء اسميّه آورد تا عطف بر مجموع قيد و مقيّد باشد تا اينكه مقيّد به ولايت نباشد .
وَ الْمُحْصَناتُ
يعنى زنانى كه خودشان را از ناشايستگىها حفظ كردند ، عطف بر طيّبات است كه حلال بودنش مقيّد به ولايت علىّ ( ع ) است و لذا آنان را به وصف احصان ( خوددارى از ناشايستگىها ) و ايمان مقيّد نمود ، يعنى امروز آن‌گونه زنان محصنه به حليّت واقعى بر شما حلال شده است .