تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
فريضه‌اى است كه خداوند نازل كرده و بعد از آن فريضه‌اى نازل نشده است . و از ائمّه ( ع ) اخبار زيادى نزديك به اين مضمون وارد شده است .
فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ
مخمصه قحطى و گرسنگى است ، ولى در هر شدّت و تنگى استعمال مىشود ، در تفاسير عامّه است كه اين جمله مربوط به محرّمات است و ما بين آن دو ، جملهء معترضه است . و چون يأس كفّار از دين ، و اكمال دين و اتمام نعمت و راضى شدن خدا به دين اسلام ، مردم را مقيّد و معلّق به روز مخصوص و وقت معيّن كرد ، دانسته شد كه اين مطلب نمىشود مگر اينكه يك امر مهمّ و عظيمى در آن روز واقع شود كه طمع كفّار را قطع كند و سبب اكمال دين گردد ، و گرنه مقيّد شدن به آن روز وجهى ندارد ، و اين نيست مگر براى بسته شدن رخنه‌هايى كه پس از نبىّ صلّى اللّه عليه و آله به سبب نصب كسى كه از دين حمايت كرده و اهلش را از افتراق و اختلاف حفظ مىكند ، پيش آيد . و امرى بزرگتر از اين معنى وجود ندارد و تا چه رسد به چيزى كه ائمّهء ما براى ما بيان نموده‌اند كه نزول آيه در غدير خم بعد از نصب على ( ع ) ، علم براى مردم بوده است . وقتى اين معنى معلوم شد ربط اين آيه به همهء ما قبلش از تحريم محرّمات و تتميم دين با نصب على و ترغيب در آن آسان مىشود ، گويا كه آنها سؤال كردند : چه كار بكنيم اگر اضطرار پيدا كرديم به خوردن محرّمات يا به ترك توسّل به علىّ ( ع ) و پيروى از او ؟ پس خداى تعالى فرمود :
فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ
بيان وجه اضطرار است . البتّه اين اضطرار بايد در حالى باشد كه
غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ
تمايل به گناه نداشته باشد يا از مقدار ضرورت تجاوز نكند ، چنان كه در قول خدا :
غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ
است . و چون مقصود از اضطرار مجبور شدن به پيروى از معاويه و ترك پيروى از على ( ع ) است عيبى ندارد كه اثم به معاويه تفسير شود يعنى در باطن ميل به معاويه ندارد ، كه اگر اكل حرام يا