نبوى و قبول احكام نبوى حاصل مىشود . و مقصود از كامل شدن آن ، اتمام ذاتى آن است . زيرا كه اسلام بر پنج ركن بنا شده است كه ركن آخر ولايت است و آن بيعت با علىّ ( ع ) است به امامت ، زيرا ولايت به معنى محبّت ، يا اعتقاد ولايت علىّ ( ع ) خارج از اعمال قالبى اسلامى است پس نمىتواند از اركان اسلام و متمّمات احكام قالب باشد ، ولى به يك اعتبار ، در خارج ذات اسلام مىتواند متمّم اسلام باشد ، زيرا كه اسلام مانند مادّه ولايت است ، و چون بايد ولايت را هم به آن معنى بگيريم كه از اركان اسلام باشد ، و آن عبارت از ايمانى است كه در قلب داخل شده ، بهوسيله آن حركت و سير الى اللّه حاصل مىشود ، در اين صورت ولايت به منزلهء صورت براى اسلام مىشود ، و صورت ( ولايت ) اگر چه حاصل از مادّهء اسلام مىباشد و با وجودى كه قوام و بقاى مادّه به آن است ولى از ذات مادّه خارج است .
وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي
و نعمتم را بر شما تمام كردم زيرا كه اسلام نعمتى از خداست و لكن آن مركّب از اركان پنجگانه است ، و مجموع چيزى تمام نمىشود مگر با تمام شدن جميع اجزاء آن ، و نيز اسلام مادهء ولايت به معنى ديگر است و مادّه قوام و بقايى ندارد مگر به وسيلهء صورت ، پس با ولايت نعمت اسلام تمام مىشود .
وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
و بهترين آيين را كه اسلام است برايتان برگزيدم ، چون اسلام از باب اينكه اركانش ناقص بود و بدون ولايت نتيجهاى از آن حاصل نمىگشت ، لذا مورد رضاى خدا نبود ، و اكنون هست .
و از امام صادق و باقر ( عليهما السلام ) است « 1 » : پس از آنكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله على ( ع ) را در روز غدير خم براى مردم منصوب كرد . آن وقت كه مىخواست از حجّة الوداع برگردد . اين آيه نازل شد . آن دو امام فرمودند ، اين امر آخرين
هامش
( 1 ) تفسير الصافى 1 : ص 10 - مجمع البيان 2 : ص 159 - تفسير البرهان : ص 435 / 49 .