وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ
و خون و گوشت خوك و ( هر حيوان كه هنگام كشتنش ) صدا را براى غير خدا بلند كنند ، و مقصود از جهت تنزيل ذبيحهاى است كه غير اسم خدا بر آن ذكر شود ، و از جهت تأويل مقصود هر فعلى است كه صداى نفس به امر به آن بلند شود كه به امر هواى نفس صداى آن بلند شود كه صداى نفس حتما براى غير خداست چنان كه قول خدا
وَ ما لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
اشاره به هر كارى است كه عقل به آن امر كند كه امر او حتما براى خداست ( و موارد زير نيز بر شما حرام است : ) .
وَ الْمُنْخَنِقَةُ
گاو گوسفند را در جاهليّت خفه مىكردند و هرگاه خفه مىشد آن را مىخوردند .
وَ الْمَوْقُوذَةُ
پاهاى چهارپا را مىبستند و آنقدر مىزدند تا مىمرد و آنوقت گوشت آن را مىخوردند .
وَ الْمُتَرَدِّيَةُ
چشمهاى حيوان را مىبستند و از پشت بام مىانداختند و سپس آن را مىخوردند .
وَ النَّطِيحَةُ
قوچها را با همديگر به شاخ زدن وامىداشتند و هرگاه كه يكى از آنها مىمرد مىخوردند .
وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ
يعنى آنها نيمخوردهء درندگان را مىخوردند .
وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ
آنها براى خانههاى آتش ( آتشكده ) قربانى مىكردند ، و درخت و سنگ و بتها را عبادت مىكردند و براى آنها قربانى ذبح مىكردند .
وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ
ازلام جمع « زلم » با حركت است يا مانند « صرد » با سكون عين الفعل است ، تير است كه با آن قمار مىكردند ، بدين ترتيب كه شتر را مىآوردند و بين خودشان قيمت مىكردند و آن را ده سهم قرار مىدادند كه هفتتاى از آن داراى سهم و نصيب بود و سه تا