نزول آيه چنان كه در خبر است دربارهء مردى از بنى ربيعه است كه براى حجّ به مكّه آمد ، مسلمانان خواستند به جهت كفر او در ماههاى حرام او را بكشند ، از طرفى او شترهاى مدينه را نيز به غارت برده بود .
وَ لَا الْهَدْيَ
حرمت آنچه كه به بيت هديه شده است ، نشكنيد .
وَ لَا الْقَلائِدَ
و حرمت صاحبان قلّاده را نشكنيد . قلائد جمع قلّاده و آن چيزى است كه قربانى با آن علامتگذارى مىشود از قبيل نعلى كه در آن نماز خوانده يا پوست درخت يا غير آن تا علامت باشد به اينكه آن قربانى بيت است تا متعرض آن نشوند . ممكن است مقصود حلال نمودن خود قلادهها باشد . بنا بر معنى اوّل از قبيل عطف خاصّ بر عامّ است .
وَ لَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ
و متعرّض قصدكنندگان خانه كه جهت زيارت آمدهاند نشويد ، اين معنى به قرينهء قول خداست كه سپس مىفرمايد :
يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ
كه به سبب زيارت وسعت زندگى در دنيا را از خدا خواستارند .
وَ رِضْواناً
و در آخرت رضايت خدا را طلب مىكنند .
پس از آنكه فهميدى كه بيت حقيقى خدا ، همان قلب در عالم صغير و صاحب قلب در عالم كبير است ، و خانهاى كه ابراهيم بنا كرد صورت اين خانه و ظهور قلب است كه خانهء حقيقى خداست و ازآنرو خانهء خدا ناميده شده است ، و نيز دريافتن كه همان بيت به محاذات بيت معمور است و آن در آسمان چهارم است ( صورت نمادى در عالم مادّه بيت اللّه الحرام است و صورت مثالى آن بيت معمور است كه در آسمان چهارم مىباشد ) . اكنون دلالت آن را به شرح زير بيان مىكنيم .
پس بدان : كه جميع چيزهايى كه خداوند آنها را سنّت قرار داده است ، از قبيل مناسك و مواقف ، صورت آن چيزى است كه خداوند آن را تكوينا و تكليفا سنّت نموده است از قبيل مناسك حجّ حقيقى در عالم