عقل است پس هيچ شرّ و بدى نيست مگر به سبب جهل و هيچ خير و نيكى نيست مگر به واسطهء عقل .
پس قول خداى تعالى :
بِجَهالَةٍ
، بيان اين است كه كار زشت بدون جهالت و بدون اينكه فاعل مسخّر جهل نباشد تحقّق نمىپذيرد ، و آن وقتى است كه لفظ
بِجَهالَةٍ
براى مقيّد كردن كار زشت باشد .
از مولا و مقتداى ما امام جعفر صادق ( ع ) كه مانند روح در بدنهاى ماست ، و ورقهاى ارواح ما از انفاس قدسى او مىباشد آمده است : هر گناهى كه بنده - اگر چه عالم باشد - مرتكب مىشود ، در آن وقتى كه خودش را در راه معصيت پروردگارش نابود مىكند جاهل است . . . تا آخر حديث .
اينكه لفظ « سوء » را مفرد آورد بدون مبالغه ، و جهالت را به آن مقيّد نمود اشارههاى لطيفى است به اينكه كسى كه فطرتش را باطل نكرده است و استعداد توبه را دارد بديهاى او اگر چه زياد باشد ولى در جنب فطرتى كه آن را محو مىكند اندك است ، و اينكه اگر چه در زشتى به حدّ بالائى برسد ولى آن بديها ضعيف است و به حدّ بالا نمىرسد . زيرا مصدر بديها جهالت عرضى است . و نيز اشاره دارد به اينكه مصدر بديها اگر چه نفس انسان است ولى سبب آن جهل است كه مغاير با نفس است .
و همه اين موارد به خلاف كسى است كه استعداد توبه نداشته باشد چنان كه در آيه بعدى مىآيد .
ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ
يعنى بدون اينكه از دار علم و جايگاه اصلى خود دور شوند توبه مىكنند ، و دور شدن از دار علم به اين صورت است كه در دار جهل متمكّن شده و جوهرهء آنها با آن بسته مىشود و اين بدان جهت است كه فطرت را باطل مىكنند اعمّ از اينكه از نظر زمان قريب باشد يا بعيد ، تا اينكه اين تفسير با اخبارى كه حاكى از وسعت زمان توبه است منافات پيدا نكند و بين كسانى كه در دو آيه ذكر شده است