به هر كس كه در طريق آنان داخل شود مىخورانند ، و با زنان شوهر دار در حضور شوهرانشان زنا مىكنند ، و از كتب آسمانى هتك حرمت مىكنند ، و در مزبلهها آويزان مىكنند ، و امثال اين كارهاى زشت .
به عقيدهء آنها درست است كه مىگويند كه براى رسيدن به ارواح چنين كارهائى از بزرگترين كارها است . ولى در واقع ، مغالطه كردهاند و بين ارواح خبيثه و طيّبه فرق نگذاشتهاند ، و ارواح را منحصر در ارواح خبيثه مىدانند . و نمىدانند كه اتّصال به آن ارواح سوختن در آتش و دخول جهنّم با اشرار است و امثال اين مغالطهها براى اصحاب ملل و اديان فراوان است كه زشتترين كارى را كه انجام مىدهند معتقد خوبى آن هستند ، خداوند ما را از سرگردانى و كورى نگهدارد و از سفاهت و پستى حفظ نمايد .
لذا حاكم در عالم بالا همان عقل است كه حقيقتى است ثابت و متحقّق ، و حقيقتش عين تعقّل و ادراك است ، و حاكم در عالم سفلى همان ابليس است كه آن هم حقيقتى است ثابت و حقيقت او عين جهل است .
حديث عقل و لشگريانش ، و جهل و لشگريانش كه از امام صادق ( ع ) در كافى روايت شده است اشاره به همين دو معنى است ، نه جهل مطلق به معناى عدم علم بلكه جهلى كه عدم ملكهء علم باشد ( علم براى او ملكه و پابرجا نشده باشد ) پس جهل به معناى عدم علم اصلا حقيقتى ندارد . و اخبارى كه دربارهء خلقت انسان رسيده است به امتزاج دو سرشت كه نمونهء اين دو عالم عقل و جهل و چگونگى پذيرش تصرّف هر دو مىباشد ، اشاره دارد .
بنا بر اين هر كس كه كار زشتى را انجام دهد از جهت ظلمانى بودن و حكومت ابليس است و آن عبارت است از جهل و فرمانبردارى از آن است . و هر كس كار خوبى را انجام دهد از جهت نورانى بودن و حكومت
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٦