تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
ارواح بشرى كه به آنها ملحق مىشود ، و آن عالم ملكوت سفلى ناميده مىشود ، و اين عالم بر حسب رتبهء وجود تحت عالم طبع است چنان كه عالم مثال نورى فوق عالم طبع است . اين عالم را بسيارى از حكما انكار كرده‌اند ، حكمايى كه قائل به اشباح نورى و اجسام مجرّد هستند ، و آن را نزد خودشان عالم مثال مىنامند ، و اينان پيروان صاحب اشراق مىباشند . مشّائين ، مثال نورى را انكار كرده‌اند تا چه برسد به مثال ظلمانى ، و گفته‌اند : موجود ممكن ، يا مجرّد خالص است يا مادّى خالص ، و امّا موجود متقدّر مجرّد از مادّه ، اصلا وجود ندارد . امّا متكلّمين و فقها كه شأن آنها بحث از امثال اين مطالب نيست . آنها به كلام و فقه مىپردازند ، زيرا موضوع فقه افعال بندگان است از جهت صحّت و فساد شرعى ، و موضوع كلام عقايد دينى است كه از مسلّمات گرفته شده باشد . دليل بر وجود دو عالم ( مثال نورى و ظلمانى ) ، شهادت اهل شهود بر دو عالم و خوابهاى عامّهء مردم است كه در خواب چيزهاى لذّت‌بخش و رنج‌آور مىبينند و خوابهايشان در بعضى اوقات با واقع مطابقت دارد . حال اگر شهود آنها در عالمى مطابق و محيط به اين عالم نبود ، خوابشان مطابق با واقع نمىشد . و اينكه شىء نورى از مثال نورى تهى مىگردد دليل بر وجود مثال ظلمانى است . و همچنان‌كه اهل شرّ در اين عالم ، مثل اهل خير تصرّف دارند شاهد بر وجود مثال ظلمانى و احاطهء آن به اين عالم است ، و اطّلاع اهل شرّ بر امور غيبى و اشراف آنان بر خاطرها و ذهن‌ها مانند اطّلاع اهل خير ، شاهد اين مدّعى است . و اشاره‌هاى قرآن و شواهد سنّت بر وجود اين عالم ، بسيار است كه خداوند چشم ما را به آن باز كرده است . و از آنجا كه عوالم تجليّات از خداى تعالى است و اسماء لطيفهء
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 23 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى