تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
فرستاديم و به داود هم زبور را عطا كرديم .

تفسير :

إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
استيناف است براى محكم كردن رسالت پيامبر تا اينكه صدق او در ولايت استفاده شود ، يا اينكه وحى به او دربارهء ولايت محكم شود ، و لذا ادات وصل نياورد . و تقديم مسند اليه در حالى كه ضمير است و بالفظ « انّ » شروع شده است ، براى تقويت حكم است با اشارهء مختصرى به حصر . پس اگر مقصود خود تقرير وحى به وحى شونده بدون در نظر گرفتن كسى كه به او وحى مىشود ، باشد ، معنى چنين مىشود ، تعجّب و چيز تازه‌اى در وحى به تو نيست تا اينكه از عدم قبول آنان ، وحشت كنى و آنها نيز از ادّعاى تو وحشت كنند ، پس باكى از ردّ و قبول آنان نداشته باش . اگر هم مقصود تقرير وحى به خلافت است پس معنى آيه اين است كه ما به تو خلافت را وحى كرديم و مؤيّد اين تفسير آن است كه اگر مقصود تقرير رسالت بود گفتن « أرسلنا » بجاى « أوحينا » بهتر و مؤثرتر بود . و نيز اگر مقصود تقرير رسالت بود لفظ « بعد الرّسل » ( آيه بعد 164 ) در قول خدا
لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ
ذكر نمىشد ، زيرا معنى آن در اين صورت اتمام حجت بعد از ارسال رسولان « بعد الرسل » مىشود ، و اين معنى از اينكه « لام » غايت در « لئلّا » براى ارسال رسل آمده است استفاده مىشود و حال اگر بر خلاف اين موارد اگر منظور از غايت امر ، وحى به خلافت باشد معنى آن چنين مىشود : تا اينكه زمين بعد از گذشتن رسولان خالى از حجّت نباشد
كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ
يعنى وحى به خلافت كرديم ، پس وحى به خلافت چيز تازه و بدعتى نيست كه آنها وحشت كنند ، پس باكى از آنها نداشته باش .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 258 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى