تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
اگر بر شما مسلّط شديم ولى جنگ با شما را ترك نموديم پس با ما موافق باشيد و دشمنى ما را نكنيد . لفظ « استحواذ » از كلماتى است كه طبق اصل آمده و اعلال « 1 » نشده است .
وَ نَمْنَعْكُمْ
آيا ما شما را منع نكرديم .
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
به نظر مىآيد كه گفته شود : مؤمنين را از شما منع نكرديم ، ولى وقتى گفته مىشود « منعته من الأسد » كه او را از درندگى شير حفظ كرده باشى گويا كه مانع ، از تعرّض شير منع مىكند .
فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ
يا نفرين بر آنها است ، يا اخبار است و خالى از تهديد نيست ، مقصود اين است كه بين شما و بين آنها ( به تقدير « بينهم » ) خدا داورى مىكند كه خطاب براى همه مؤمنين و كافرين مىباشد .
وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا
يعنى كافرين تسلّطى بر مؤمنين ندارند ، و آن دعاست و اخبار ، و مقصود اين است كه در آخرت ، يا در حجّت و دليل ، كفار تسلّطى بر مؤمنين ندارند ، يا اينكه مقصود غلبه در دنياست و اينكه كفّار بر مؤمنين در دنيا غلبه ندارند از جهت مؤمن بودن آنهاست ، چون كشته شدن مؤمنين به دست كافران و اسير شدن و غارت شدن اموال آنان همه اين‌ها نسبت به بدنهايشان است كه به منزلهء زندان براى آنهاست نه نسبت به لطيفهء ايمانشان و اين ردّ انتظار آنها نسبت به نصيب كافرين است .

[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 142 ]

إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلِيلاً ( 142 )

ترجمه :

همانا منافقان با خدا مكر و حيله مىكنند و خدا نيز نسبت
هامش
( 1 ) طبق قاعده اعلال بايد استحوذ به « استحاذ » قلب مىشد ولى چنين نشده است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 233 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى