تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
وكيل بودن خدا بر هر چيز و قدرت داشتن او براى تصرّف در هر چيز و هرطور كه بخواهد مىباشد .
وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا
پس او در حفظ ، احتياجى به طاعت شما ندارد .
إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَ يَأْتِ بِآخَرِينَ
پس با كافر شدنتان از تحت قدرت و تصرّف خدا نمىتوانيد خارج شويد .
وَ كانَ اللَّهُ عَلى ذلِكَ قَدِيراً
روايت شده كه وقتى اين آيه نازل شد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستش را به پشت سلمان زد و گفت ؛ آنان قوم ايشان هستند يعنى عجم فارس ، و مقصود اين است كه خداوند خواسته است قومى را ببرد و قومى ديگر را به جاى آن بياورد كه آن قوم ، قوم سلمان است .

[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 134 ]

مَنْ كانَ يُرِيدُ ثَوابَ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً بَصِيراً ( 134 )

ترجمه :

هر كه ثواب و نعمت دنيا را طالب است ثواب دنيا و آخرت هر دو نزد خداست كه خدا به دعاى خلق شنوا و به احوالشان بيناست .

تفسير :

مَنْ كانَ يُرِيدُ ثَوابَ الدُّنْيا
هر كس مىخواهد با ترك تقوى و كافر شدن به خدا دنيا را بجويد ، خوب است تقوى و طاعت خدا را طلب كند ، تا اينكه ثواب دنيا با ثواب آخرت هر دو براى او حاصل شود ، زيرا كسى كه همّت او آخرت باشد خدا همّت دنيايى او را كفايت مىكند .
فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
اين جواب سؤالى است كه ممكن است گفته شود كه تارك تقوى در طاعت و ترك آن ملتفت به حاجت خدا در چيزهائى كه ذكر شد نيست . بلكه او ثواب دنيا را مىخواهد و گمان مىكند كه با تقوى حاصل نمىشود ، لذا اين جمله را به صورت مستقلّ و جدا آورد ، و با عطف آن را متّصل نكرد .
وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً بَصِيراً
پس هرگاه اطاعت و تقوى پيشه كنند و با