وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً
در آن اشاره است به اينكه مقصود از « محسن » كسى است كه اعمال قلبى ولوى را انجام دهد و نفسش از رذائل و پليدىها و وسوسهها خالى بوده ، به زيور خصلتهاى خوب و الهامات و سخن گفتن و مشاهدات و معاينات آراسته باشد .
و مقصود از پيرو ملّت ابراهيم كسى است كه به اعمال قالبى و احكام نبوى از واجبات و مستحبّات عمل كند و منهيّات را ترك نمايد ، زيرا كسى كه به دست علىّ ( ع ) توبه كند و آداب سلوك و احكام قلب را از او بگيرد بايد به احكام قالبى عمل كند ، چون احكام قالبى مانند پوسته براى احكام قلبى هستند ، و مادام كه پوسته حفظ نشود مغز حفظ نمىشود .
و
حَنِيفاً
حال از « و اتّبع » يا « ملّت » ، يا « ابراهيم » است ، و عدم رعايت تأنيث يا از باب اين است كه حنيف به فعيل به معنى مفعول تشبيه شده است و يا از باب اين است كه
مِلَّةَ
به علّت اضافه شدن به ابراهيم از مضاف اليه خود مذكر بودن را كسب نموده است ، زيرا حذف مضاف اليه صحيح است . و « حنيف » به معنى خالص يا رو گردان از دينهاى ديگر است ، يا كسى است كه به اسلام گرايش دارد و بر آن ثابت است .
وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا
عطف است مشعر به تعليل ( ذكر علّت ) است به تقدير « قد » يا بدون تقدير بنا بر اختلافى كه در آن وجود دارد .
و در خبر از امام صادق و باقر آمده است « 1 » : خداى تعالى ابراهيم را به بندگى گرفت پيش از آنكه او را به نبوّت برگزيند ، و او را به نبوّت گرفت قبل از اينكه او را به رسالت بگيرد ، و او را به رسالت مبعوث كرد قبل از اينكه او را به عنوان دوست خود گيرد و او را به دوستى برگرفت قبل از آنكه او را به امامت برقرار سازد .
هامش
( 1 ) تفسير صافى : 1 / ص 503 - اصول كافى : 1 / ص 175 / ح 2 و 4 .