تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
است ، زيرا كه مقصود از
مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ
عبارت از مؤمن است ، و مقصود از « محسن » كسى است كه عمل صالح انجام دهد ، چون كه ايمان عبارت است از تسليم وجه باطنى و خالص گردانيدن آن به كسى كه به دست او بيعت كردى ، و چون كسى كه تو با او به بيعت حقّ بيعت كردى واسطه است بين تو و بين خدا . اخلاص وجه براى او ، اخلاص براى خداست ، و آن علىّ ( ع ) و جانشينان اوست . و احسان اين است كه عامل اجراى امر كسى باشد كه او اصل حسن و نيكوئى باشد و آن علىّ ( ع ) و جانشينان اوست چنان كه در بيان عمل صالح گذشت . گويا كه گفته باشد : احدى از جهت دين بهتر از آنان نيست ، زيرا كه حسن دين يا با عمل است و آن در صورتى است كه عمل از اطاعت امر حسن حقيقى صادر شده باشد ، و يا با اعتقاد و عمل قلبى است و آن در صورتى است كه به امام زمان خود عارف بوده با بيعت كردن با او ، وجههء روحانى خويش را كه همان حسن حقيقى است ، به دست آورد . لذا كسانى متّصف به وصف عملى هستند كه به وجه صادر از حسن حقيقى ، و به انقياد و اطاعت ناشى از اعتقاد به آن حسن حقيقى متّصف باشند . اين گونه تفسير « محسن » كه بيان شد به اين حديث نبوى اشاره دارد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « احسان آن است كه تو خدا را عبادت كنى گويا كه او را مىبينى ، و اگر تو او را نمىبينى او تو را مىبيند » ، يعنى احسان هنگامى صادق است كه عمل با مشاهدهء خدا كه همان مشاهدهء امر خدا است انجام شود تا اينكه مصدر فعل امر خدا باشد . ( عمل صالح ) را در جانب معلول از آن جهت مقدّم آورده است كه عنوان مطلب ، اعمال و جزاء اعمال ، و مؤخّر آوردن ( احسان ) كه آن به معنى عمل صالح ، در جانب علّت است ، براى اين است كه ايمان ذاتا بر عمل صالح مقدّم است .