در آيه بعد ، پس از اشاره به انتهاى عبوديّت ، به مراتب كلّى چهارگانهاى اشاره نمود كه امّهات مراتب خلافت الهى است و تحت هر مرتبهاى از آن ، مراتب جزئى بىنهايت نيز وجود دارد .
شرح آن مراتب بر سبيل اجمال به نحوى كه طبيعت مردم از آن بيزار و خسته نشود و سبب جنجال و جدال و گفتگو نگردد ، اين است :
انسان از ابتداى خلقتش تا آخرين مراتب وجودش كه نهايتى ندارد داراى حالات مختلفى است كه بر او عارض مىشود ، و شئون متضادّى را به خود مىگيرد كه گويا در هر روز داراى شأنى است .
در آغاز خلقتش نطفهاى است در مكان معيّن مستقرّ ، سپس كمكم در اطوار جماديّت حركت مىكند تا به مرتبهء نبات مىرسد ، و تدريجا در آنجا كه حركت مىكند به جايى مىرسد كه روح حيوانى در آن دميده مىشود تا اينكه تدريجا به آن حدّ مىرسد كه روح دماغى در آن دميده مىشود ، سپس بعد از استحكام اعضاء و پوست او به نحوى كه آمادهء رسيدن هوا به او بشود به دنيا مىآيد در حالى كه در او مدركات حيوانى كه بالفعل ظاهر است وجود دارد تا اينكه به تدريج به جائى مىرسد كه مدركات باطنى او به فعليّت مىرسد و در او عقل بالقوّه موجود است كه عقل هيولائى ناميده مىشود .
و غذاى او در رحم ، خون تازه است كه صلاحيّت دارد غذاى او باشد و بعد از تولّد خونى است كه تبديل به شير شده است تا موافق بدنش باشد . و پس از استحكام اعضاء و سفت شدن و غلظت استخوانش كه ديگر غذائى غير از شير به او ضرر نرساند از شير گرفته و با غذاهاى لذيذ ديگر تغذيه مىشود ، و جز آنچه را كه اشتها به آن دارد نمىشناسد تا به دوران مراهقه ( تميز ) مىرسد كه اجمالا بين خير و شرّ تميز مىدهد ، و تدريجا به زمان رشد و استعداد تميز بين خير و شرّ باطنى مىرسد ، و در اين موقع است كه عقل او بالفعل شده و آماده درك اوامر و نواهى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٠٧