تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
عطا نمايد . و نزول آيه اگر چه دربارهء جندب بن حمزه است در وقتى كه از مكّه به سوى مدينه خارج شد و در راه مرد . يا دربارهء نجاشى است كه به سوى مدينه خارج شد و در راه مرد . ولى اين خصوصيّت منافات با تعميم آن ندارد . وقتى مجاهدان و مهاجران را ذكر نمود خواست حكم آنان را در عبادت بيان كند ، پس فرمود :

[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 101 ]

وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً ( 101 )

ترجمه :

و هنگامى كه در سفر باشيد باكى بر شما نيست كه نماز را كوتاه بجاى آريد هرگاه بيم آن را داشته باشيد كه كافران شما را به رنج و هلاكت اندازند . كه دشمنى كفّار با شما كاملا آشكار است .

تفسير :

وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ
شرائط قصر و كيفيّت آن احتياج به بيان ندارد ، و نفى جناح منافاتى با وجوب قصر ندارد ، زيرا خداى تعالى بر طريق مخاطبات عرف و آداب ملوك سخن مىگويد كه نفى بأس و حرج از چيزى مىكند و از آن امر اراده مىكند . و پس از آنكه دانستى كه نماز چيزى است كه به سبب آن توجّه به خدا حاصل مىشود ، و اصل در نماز ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله و ولايت او ، سپس علىّ ( ع ) و خلافتش مىباشد ، سپس اعمال قلبى و قالبى كه از آن دو گرفته شده است و سبب توجّه به خداى تعالى مىشود . . . ديگر مىتوانى معناى سفر و صلاة و قصر را تعميم بدهى .
إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا
اشاره به حكمت در تشريع قصر است نه اينكه تقييد حكم باشد پس منافاتى با وجوب قصر در حال امن ندارد ، علاوه بر آن حجيّت مفهوم شرط ، مسلّم نيست ، بلكه آن بر حسب
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 181 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى