كفر نمىيافتند .
تفسير :
إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ
اگر ظالمين به نفس ، كسانى باشند كه مقصّر هستند استثناء منقطع است و اگر اعمّ از مقصّر و قاصر باشد استثناء متّصل است . زيرا كسى كه در دار شرك نفس مانده و مقيم است بر حسب قوّهء نظرى و عملى قدرت به خروج از آن را داشته است و يا نداشته است يا نمىتواند اوّلى مقصّر و دوّمى قاصر است .
مستضعف كسى است كه بر حسب قوّهء عملى ، قدرت بر اعمالى ندارد كه قلبش را از آن چيزى كه مانع افاضات خداوند مىشود پاك گرداند ، و بر حسب قوّهء نظرى ، قدرت بر تمييز بين حقّ و باطل را ندارد ، لذا مفسرين قرآن ، عبارت :
لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً
را اشاره به كسانى مىدانند كه توانائى چارهانديشى بر حسب عمل را ندارند - و عبارت
وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا
را اشاره به آن كسانى مىدانند كه از جهت قوّهء نظرى توانايى ندارند . گاهى نيز مستضعف به كسى كه دين و مذهبى را نشنيده است ، تفسير مىشود ، و آن به همان معنى اوّل بر مىگردد ، زيرا كه عجز يا از جهت اصل فطرت است ، يا از جهت عدم وجود آگاهاننده .
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 99 ]
فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً ( 99 )
ترجمه :
آنها اميدوار به بخشايش خداوند از گناهانشان مىباشند ، خداوند بخشنده و آمرزنده بندگان است .
تفسير :
فَأُولئِكَ
آنها با اينكه از دار شركشان خارج نشدهاند
عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ
باشد كه خداوند از مقيم بودن آنان در دار شرك ، درگذرد .
وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً
كه خدا بخشاينده و آمرزگار است ، اين بيان