آنهاست خارج شدهاند و در طلب كسى هستند كه به دست او اسلام آورده و در طلب كسى هستند كه احكام قالبى را از او گرفتهاند و خداوند به آنها اشاره كرد و فرمود : «
وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً . . .
تا آخر آيه » و چون مقصود از كسى كه از خانهاش خارج مىشود طلبكنندهء اسلام است ديگر
فِي سَبِيلِ اللَّهِ
را نياورد ، زيرا كه او هنوز بر راه خدا نيست ، و لفظ
إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
را آورد چون هنوز به رسول نرسيده است .
يا اينكه مقصود كسانى است كه هجرت مىكنند بر راه خدا به سوى مراتب ايمان به سبب توسّل به ولايت پس از آنكه از نفوس امّاره خود به سبب قبول دعوت ظاهرى و قبول اسلام با بيعت عامّ نبوى از نفوس امّارهء خود خارج شدهاند . و اينان يا مجاهد هستند ، يا از جهاد نشستهاند ، و به آن دو ، سابقا اشاره كرد كه فرمود :
لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ
و اشاره به آنها كرد و فرمود :
وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
و نفرمود : « من يخرج » زيرا فرض اين است كه آنها با قبول اسلام خارج شدند ، و نفرمود « الى اللّه و رسوله » زيرا فرض اين است كه آنها به سوى خدا و رسول خارج شدند و دعوت ظاهرى را قبول كردند و فرمود :
فِي سَبِيلِ اللَّهِ
زيرا آنها با قبول اسلام در راه خدا بودند ، زيرا اسلام طريق ايمان است .
تحقيق در مورد جان گرفتن از سوى ملائكه و فرستادگان
وجه جمع بين آيات مختلف در مورد جان گرفتن و ميراندن انسانها از سوى خداوند يا ملكالموت يا ملائكه و رسولان ، بر شخص آگاه مخفى نيست ، زيرا عقل در عالم صغير مانند حقّ در عالم كبير است ، و هرگاه ملاحظه شود كه عقل داراى سربازان و ياران و قواى مدركه است كه آنچه عقل به آنها امر كند نافرمانى نمىكنند ، و آنها به امر عقل عمل مىكنند ، و اينكه امر عقل به قوا و مشاعر و امتثال آنها بدون مهلت و خوددارى از عقل است . و فعل آن قوا و مشاعر همانطور كه به خود آنها