تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
قاعدين با درجات ذكر كرده است و اشاره به بقاى نسبت اموال و انفس ممكن نبود مگر با تصريح به آن دو و اضافهء آن دو به خودشان و اموال را بر انفس مقدّم داشته است ، چون مجاهد در جهاد ، اموال را بر خودش مقدّم مىدارد ( نخست جهاد با مال مىكند ) ، و از طرفى تا اوّل نسبت اموال نباشد ، نسبت انفس نيز محقّق نمىشود . علّت اينكه قاعدين را اوّل مقدّم آورد ، و در اينجا مؤخّر ، ازاين‌روست كه در آنجا گويا كه سؤال از حال قاعدين بود و اينكه آنها به درجهء مجاهدين مىرسند يا نه ، به خلاف مجاهدين كه برترى آنها معلوم بود . بدان كه فرقى بين قاعد و مجاهد به اموال و انفس نيست مگر به يك درجه ، زيرا هر دو در نسبت اموال و انفس به خودشان مساوى هستند و لكن قاعد آن را حتى را كه به سبب مال و جان است ترك نكرده است ، امّا مجاهد چون راحتى در مال و جان را ترك كرده است ، يك درجه از او بالاتر است و اين هر دو بر خلاف مجاهدين در آيهء آينده مىباشد ، لذا در اينجا برترى را مقيّد به :
دَرَجَةً
يك درجه نمود و در آيه آينده به طور مطلق ذكر كرده است .
وَ كُلًّا
هر يك از آن دو را
وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى
خدا وعدهء بهترين ثواب را داد در صورتى كه جنگ نرفتن از ناحيهء عذرى نباشد . اين آيه اختصاصى به قاعد و مجاهد صورى ندارد بلكه دربارهء مؤمن نيز صادق است كه او در درون در نواحى دار اسلامش نشسته باشد يا به جهاد پرداخته باشد ، يا اينكه به دار اسلامش كه عبارت از سينه است رسيده و در آنجا ايستاده باشد . و نيز دربارهء مؤمن مجاهد فى سبيل اللّه در حالى كه در همان حدود نفس باقى مانده نسبت مال و نفس بر او ثابت باشد يا اينكه به قلب رسيده نسبت مال و نفس را از نفسش گسسته است ، او آن‌قدر جهاد مىكند تا جائى كه نسبت مال و جان خود را از خود نيز بيرون مىاندازد و به سبب فناى در شيخ خود در حضور امام كشته مىشود ، پس در مملكت وجودش غير از شيخش چيزى نمىبيند . البتّه
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 171 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى