تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
فاعل خير و شرّ پس وجهى براى فال بد زدن ( تطيّر ) به تو نيست .
وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً
پس اقرار نكردن آنها به رسالت تو ضررى به تو نمىرساند .

[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 80 ]

مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً ( 80 )

ترجمه :

هر كه رسول را اطاعت كند خدا را اطاعت كرده است و هر كه مخالفت كند ( كيفرش با خداست ) و ما ترا به نگهبانى آنها نفرستاديم .

تفسير :

مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ
اسم ظاهر را جاى ضمير گذاشتن براى اشاره به تعليل است .
فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ
اگر قول خدا را كه مىفرمايد : « رسول را اطاعت كنيد » كسى كه رسول را اطاعت كند ، خدا را اطاعت كرده است . يا اينكه پيغمبر مبلّغ است و امر و نهىكننده خداست يا از باب اينكه چون پيامبر از خودش فانى شد و به خدا باقى ماند ، آنگاه نسبت او به خدا قوىتر از نسبت او به بشريّتش مىباشد ، و ظهور خدا در او تام‌تر از بشريّت او است چنان كه فرمود : هر كه مرا ببيند ، حق را ديده است . پس هر كس او را اطاعت كند از جهت ظهور بشر بودنش مىداند كه خدا را قبل از حيثيّت بشريّتش اطاعت نموده است ، و لذا فعل ماضى را همراه با لفظ « قد » آورد تا دلالت بر ماضى بودنش بكند ، چون نسبت او به خدا و ظهور خدا در او بر نسبت او به بشريّتش ، مقدّم است .
وَ مَنْ تَوَلَّى
و كسى كه رو گرداند ، . . . آوردن فعل ماضى با اينكه فعل در معطوف عليه مستقبل است براى اين است كه اطاعت ، امرى است كه حادث مىشود و قبلا بر سبيل تجدّد نبوده است ، در حالى كه
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 149 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى