مىشود سرعت گير و در بهشت هرجا كه خواهى جاى گير . هفتم نظر مىكند در وجه خدا ، و آن راحتى براى هر نبىّ يا شهيدى است .
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 75 ]
وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً ( 75 )
ترجمه :
چرا در راه خدا جهاد نمىكنيد در صورتى كه جمعى ناتوان از مرد و زن و كودك شما در مكّه اسير ظلم كفّارند آنها دائم مىگويند بار خدايا ما را از اين شهرى كه مردمش ستمكارند بيرون آر و از جانب خود براى ما بيچارگان ، نگهدارنده و ياورى فرست .
تفسير :
وَ ما لَكُمْ
چه منفعتى براى شماست و چه مانعى براى شماست ، و جمله عطف است بر قول خدا ، « ليقاتل » يا حال است ، يا معطوف است بر مقدّر كه تقديرش اين است : اگر جهاد مطلقا مال شما است پس چرا رغبت در آن نمىكنيد ؟ و چه شده است شما را ؟
لا تُقاتِلُونَ
كه كارزار نمىكنيد ، اين عبارت استيناف است و جواب سؤال مقدّر يا حال از مجرور است .
فِي
در تقويت
سَبِيلِ اللَّهِ
راه خدا يا حفظ آن ، و آن ولايت است ، چون ولايت در حقيقت ، راه خداست . و هر راهى كه به تبع ولايت از آن منشعب شود يا به آن متّصل شود ، راه خداست .
وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ
عطف بر « اللّه » يا بر « سبيل اللّه » است اعمّ از اينكه مقصود به مستضعفين ، ائمّه و پيروان و اولاد آنان باشد ؛ كه اشباه مردم آنها را ضعفا بىحساب مىآورند يا آنها را ضعفا قرار دادهاند بدين نحو كه غنيمت آنها را منع كردند و يارانشان را كشتند ، يا اينكه مقصود از مستضعفين ، ضعفاى عقول از شيعه و غير آنهاست .