دلالت مىكند بر اينكه صاحب آن اوصاف از طرف ما منصوب بوده و از جانب ما مأذون است ، و هر كس كه از جانب ما منصوب باشد بايد به حكومت او راضى بود ، زيرا كه حكومت او با اجازه ما و در حقيقت همان حكومت ما مىباشد .
امّا اين فرمايش امام : « فانّى قد جعلته عليكم حاكما » كه به « انّ » تأكيد شده و جمله اسميّه است ، و نسبت به سبب تقديم مسند اليه تكرار شده ، و مقرون بودن آن به لفظ « قد » و ماضى بودن مسند همانند جملهء سابق دلالت مىكند بر اينكه ، جعل و نصب قبلا از طرف امام صورت گرفته است .
پس حديث ، دليل بر اذن خاصّ است كه براى موصوف به اين اوصاف حاصل مىگردد و دليل بر اين است كه اين اوصاف علامتهاى اين اذن است . و اين امر در عالم كبير است ، و امّا در عالم صغير ، مقصود از داورى بردن به طاغوت داورى بردن به خيال و قبول حكومت خيال است ، كه به سبب گمراه شدن به وسيلهء شيطان ، وهم و حيله او محقّق مىشود ، و آن دو ، مظهر طاغوت و شيطان در عالم صغير هستند پس هر كس كه به سبب حكومت خيال ، بخورد و بپوشد و نكاح كند و مال جمع نمايد او خورندهء حرام است ، و
شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ
اشاره به آن است .
وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ
در حالى كه به آنان محقّقا فرمان داده شده كه به حكومت خيال كافر باشند و به كتاب قلب و رسول عقل و علىّ روح مراجعه كنند ، پس كسى كه به حكومت علىّ روح كه بر لسان رسول عقل جارى و در كتاب قلب ثابت است ، رجوع نمايد هر كارى كه انجام دهد حلال است اگر چه در صورت ظاهر خلاف ديده شود ، و هر كارى كه با حكومت خيال انجام دهد حرام است اگر چه به صورت موافق نمايان شود . پس نماز و روزه و حجّ و جهاد از پيروان شيطان حرام و